فعل هم به خداوند نسبت داده شده و هم ملائكه ؛ مانند : تدبير ، « 1 » جانگرفتن « 2 » و انزال وحى . « 3 »
4 - با توجه به اين آيات و شبيه به آن اگر چه ديدگاه عميقترى از ديدگاه دوم نسبت به معارف توحيدى به دست مىآيد ، لكن اين ديدگاه هم نواقصى دارد كه اولًّا ، به ذهن مىآيد ايجاد خداوند بدون داشتن كمالات اوليه قبل از ايجاد باشد ؛ و ثانياً ، ايجادش به صورت توليدى باشد ؛ يعنى ، نعوذ بالله چيزى از خودش جدا مىشود ؛ مانند . رابطهى توليدى بين موجودات اين عالم كه تجزيه در او لازم آيد و نوعى كثرت پيدا كند ، لكن با توجه به دستهى ديگرى از آيات قرآنى ديدگاه توحيدى ظريفترى به دست مىآيد و آن اين است كه اولًا ، مىفرمايد : هيچ چيزى نيست مگر اين كه گنجينههاى آن نزد ما مىباشد ، « 4 » و ثانياً ، او اول و آخر و ظاهر و باطن است ، « 5 » و نيز بگو اى پيامبر ، الله را بخوانيد يا رحمن را هر كدام را كه بخوانيد براى او اسماى حسنايى است ، « 6 » بنابراين با توجه به اينگونه از آيات كه خيلى اندك در قرآن آمده است استفاده مىشود كه كمالات موجودات نزد خداوند موجود است و نيز موجودات تنزل آن كمالات و حقايق هستند و همچنين اسماى حسناى الهى به نوعى وساطت در افاضهى موجودات و كمالاتشان دارد .
هامش
( 1 ) - سوره يونس ، آيه 3 و سوره نازعات ، آيه 5 .
( 2 ) - سوره زمر ، آيه 42 و سوره سجده ، آيه 11 و سوره نحل ، ايه 28 و 32 .
( 3 ) - سوره قدر ، آيه 1 و سوره شعرا ، آيه 193 و سوره عبس ، آيه 15 .
( 4 ) - سوره حجر ، آيه 21 .
( 5 ) - سوره حديد ، آيه 3 .
( 6 ) - سوره اسراء ، آيه 111 .