تخطي إلى المحتوى الرئيسي

احكام عمومى عقود و قراردادها (فارسى) — صفحة 18

مساهمون:

ص١٨
يا خود را براى ساختن آن يا نگهداشتن آن اجير كند ، يا خود را اجير كند براى اين كه مساجد را به قصد زيان رسانى ويران كند ، يا كسى را به ناحق بكشد ، يا عكسها و بتها و سازها و تارها و مِىْ و خوكان و مردار و خون را حمل كند ، يا چيزى از انواع فساد را كه غير از جهت اجاره و كارگرى هم بر او حرام است مرتكب شود . هر چيزى كه به گونه‌اى بر انسان نهى شده ، اجير شدن در آن يا براى آن يا بخشى از آن حرام است مگر در صورتى كه براى كسى كه ديگرى را به كارگرى و اجيرى گرفته فايده حلال داشته باشد ، مانند آن كه ، كسى كارگرى را اجير كند تا مردارى را از مكانى منتقل نمايد تا خود و ديگران را از گزند ( عفونت ) آن برهاند و آنچه شبيه اين باشد . و فرق ميان ( كارگزارى حكومت ) و ( اجاره ) هر چند هر دو در برابر مزد انجام مىگيرد اين است كه معنىِ كارگزارى آن است كه انسان كارمندِ مستقيم حكمران ، يا كارمندِ كارمندان حكمران مىشود و امر كس ديگرى را بر عهده مىگيرد در سرپرستى و تسلّط بر او و اجراى امر و نهى دربارهء او ، وقائم‌مقام ولى او مىشود تا برسد به رئيس و پيشوا ، يا جانشين وكيلان ( و مأموران ) او مىگردد در امر او و تقويت او با يارى رساندن به وى و استحكام بخشيدن به مبانى حكمرانى او ، گرچه دون پايه‌ترين كارمند باشد ، ( كارگزار ) حكمران بر كسى است كه متصدّى كار اوست و خود به منزلهء حكمرانان بزرگ است كه متصدّى حكمرانى بر مردمند كه هركه را خواهند بكشند و هرچه ظلم و فساد خواهند بروز دهند . امّا معنىِ اجاره چنان كه ما تفسير كرديم اين است كه انسان خود يا آنچه را كه پيش از اجاره مالك آن است به اجاره مىدهد ، پس او مالك ما يملك خود