6 - تصرفاتى كه مريض در دوران بيمارى منجر به مرگش در اموالش مىكند صحيح بوده واشكالى ندارد ، حال چه اين تصرفات به اندازه يك سوم اموالش باشد چه بيشتر ، و چه تصرفاتش شامل كارهاى خيريه وبخششهاى بلاعوض باشد و چه معاملات ومبادلات تجارى .
وصيت مالى
7 - اموال انسان مادامى كه زنده است متعلق به شخص اوست واو مىتواند در چهار چوب موازين شرعى در تمام آن تصرف كند ، اما پس از مرگش او مىتواند و بواسطه وصيّت ، تنها در يك سوم اموالش تصرّف كند تا پس از مرگ ، همانطور كه او مىخواهد ، البته در غير از موارد حقوق واجبى كه برعهدهاش هست ، صرف شود « 1 » .
8 - اگر انسان به تعهدات مالى واجبى كه بر عهدهاش هست وصيت كند ، مانند اينكه به اداى حجى كه بر گردنش بوده ، يا اداى حقوق شرعى بر عهدهاش ، يا اداى دينها وامانات و حقوق مردم كه نزد او است ، وصيت كند ، تمام اين وصيتها از اصل اموالش خارج شده و قبل از تقسيم بين ورثه پرداخت مىشود ، بلكه واجب است ، اگر خود او هم وصيت نكرده باشد نيز واجبات مالى او را از اصل اموالش خارج كرده وپرداخت كنند ، اما اگر خودش وصيت كرده كه واجبات شرعى بر عهدهاش را از ثلث اموالش بپردازند ، مانعى نداشته و بايد به وصيتشعمل شود .
9 - اما اگر وصيتهاى مالى او در امور غير واجب مانند وصيت به انجام اعمال نيك وپسنديده ، و يا بخشش مقدارى از اموالش به اشخاص و يا نهادهايى معين باشد ، اگر تمام اين وصيتها به اندازه ثلث اموالش - بعد از خارج كردن واجبات مالى - يا كمتر از آن باشد ، وصيتش صحيح بوده و بايد بدان عمل شود ، اما اگر وصيتش بيشتر از يك سوم باشد ، در صورتى كه ورثه اجازه دهند كه اين مقدار بيشتر پرداخته شود ، تمام وصيت صحيح است ، اما اگر اجازه
هامش
( 1 ) - حقوق واجب كه در سطرهاى قبلى بدان اشاره شد غير از يك سوم مورد نظراست وخارج از آن بايد پرداخت شود .