3 - وصيت كتبى نيز صحيح است ، بنابراين اگر بعد از وفات شخص وصيتى مكتوب از او به دست آمد ، و بنابر قرائن وشواهد اطمينان حاصل شد كه از ناحيه شخص ميّت صادر شده است « مثل اينكه مُهر وامضاى او در آن باشد يا شاهدهايى شهادت دهند كه اين وصيت اوست ، و يا از طرف ادارات رسمىذيربط مورد تأييد باشد و . . » اين وصيّت معتبر بوده و واجب است كه در محدوده احكام شرعى بدان عمل شود .
4 - اقوى آن است كه قبول وصى وموصى له شرط صحت وصيت نيست ، اگرچه طرف ديگر در وصيت حق رد كردن وقبول نكردن آن را دارد ، پس اگر اين كار را بكند ، وصيّت لغو و بيهوده بوده ، اما اگر آن را رد نكند ، وصيّت صحيح و بايد به آن عمل شود .
زمان فرارسيدن مرگ
5 - وقتى كه انسان احساس كرد كه مرگش نزديك است ، مانند اينكه دچار بيمارى لاعلاجى شد و يا پزشكان تأكيد كردند كه مرگش نزديك شده است ، وظايف زير بر عهده او است :
اول : واجب است - اگر برايش امكان دارد - واجبات شرعىاى را كه بر عهده دارد ، مانند نماز و روزه قضا را به جا آورده ونذرهاى مطلق « غير مقيد به زمان خاص » ونيز كفاراتى كه بر گردنش است و شبيه به اين را ادا كند .
دوم : اگر در زمان حياتش به جا آوردن اين امور برايش مقدور نيست ، واجب است كه وصيت كند تا پس از او اين امور انجام شوند .
سوم : اگر در نزد خود اموالى از مردم مانند وديعه ، عاريه ، مال شراكتى يا مضاربهاى يا بدهى و . . . دارد واجب است تدبيرى بينديشد تا آن اموال به صاحبانشان بازگردانده شوند ، حال چه قبل از مرگ وتوسط خودش و چه بعد ازمرگ ، به اين صورت كه اگر اطمينان از انجام وصيتش دارد ، وصيت كند تا اين كار بعد از او انجام گيرد .
چهارم : اگر حقوق شرعىاى مانند خُمس وزكات واجب بر عهدهاش هست بايد آنها را ادا كند ، حال چه خودش قبل از مرگ شخصاً به اين كار مبادرت ورزد ، چه با اطمينان از عمل به وصيتش به اين امر وصيت كند .