احكام پس از لعان
15 - پس از اجراى لعان بر حسب شرايط و احكام ياد شده ، پيامدهاى زير بر آن مترتب مى شوند :
نخست : جدايى بين مرد و زن .
دوم : زن و مرد تا ابد بر يكديگر حرام مىشوند ، به عبارت ديگر مرد نمىتواند پس از لعان ديگر بار ، زن را هر چند از رهگذر عقد جديد به همسرى خود درآورد .
دو حكم ياد شده در بالا شامل هر دو گونه لعان يعنى اتهام به زنا وانكار فرزند ، مىشوند .
سوم : « ويژه لعان اتهام به زنا » در صورت لعان مرد ، حد قذف از او ساقط مىشود ، و در صورت لعان زن ، حد زنا از زن ساقط مىشود .
بنابراين ، بى پاسخ ماندن لعان مرد از سوى زن ، به مثابه ثبوت زنا براى زن ولزوم اقامه حد بر وى محسوب مىشود .
چهارم : « ويژه لعان انكار فرزند » در صورت لعان مرد وپافشارى زن بر اينكه طفل مورد مناقشه فرزند مرد است ، پيوند پدر وفرزندى ميان طفل و مرد از ميان مىرود ، اما رابطه مادر وفرزندى بين زن و طفل باقى مىماند . از ميان رفتن پيوند پدر وفرزندى بدين معنى است كه هر حكمى كه بر پاية رابطة نسبى استوار است منتفى مىشود ، پس هيچ رابطة محرميتى ميان طفل وميان خويشاوندان پدرى او باقى نمى ماند ، ونيز هر گونه رابطة ارثى ميان طفل وميان پدر وخويشاوندان پدرى او منتفى مى گردد .
16 - نفى فرزند از مرد لزوماً به معنى زنازادگى طفلنيست ، همچنين جايز نيست كه مرد بر مبناى نفى ولد ، همسر خود را به زنا ، يا فرزند او را به زنازادگى متهم سازد .
17 - همچنين حرام است كسى طفل را پس از لعان به زنازادگى متهم سازد ، و هر كسى اين كار را انجام دهد ، مجازات مىشود .