فصل نوزدهم : اقرار
رسول خدا ( ص ) فرمودند :
« إِقْرَارُ الْعُقَلَاءِ عَلَى أَنْفُسِهِمْ جَائِزٌ »
. « اقرار عقلا نسبت به خودشان جايز « و مورد قبول » است » .
امام صادق ( ع ) فرمود :
« الْمُؤْمِنُ أَصْدَقُ عَلَى نَفْسِهِ مِنْ سَبْعِينَ مُؤْمِناً عَلَيْهِ »
« 1 » .
« مؤمن راستگوتر است نسبت به خودش « در اقرار چيزى نسبت به خودش » از هفتاد مؤمنى كه بر عليه او اقرار كنند » .
اقرار چيست ؟
1 - اقرار شهادتى است به ثبوت حقّى بر عهده خود نسبت به ديگرى ، يا نفىحقّى براى خود بر عهده ديگرى .
مثال اقرار اول اين است كه بگويد : به فلانى هزار تومان مديونم يا عباراتى شبيه اين كه حق را براى طرف ديگر بر عهده اقرار كننده اثبات كند .
ومثال اقرار دوم ، اينكه بگويد : « من حقّى بر گردن فلانى ندارم » يا « فلانىهيچ چيزى به من مديون نيست » يا هر گونه عبارتى ديگر كه بر نفى هر گونه حقّى براى خود بر عهده ديگرى دلالت كند .
2 - لازم نيست كه اقرار با عبارتى مستقل كه بطور مستقيم از اقرار كننده صادر مىشود باشد ، بلكه ممكن است اقرار از محاورهاى بين دو طرف استفاده شود ، مانند اينكه شخصى به ديگرى بگويد : « من از تو هزار تومان مىخواهم » و اوجواب دهد : « بله » ، كه اين پاسخ اقرار محسوب مىشود .
3 - اقرار به هر زبانى قبول است ، حتى اگر به زبانى غير از زبان گوينده باشد ، البته اگر اقرار كننده معناى گفتههاى خود را بداند .
هامش
( 1 ) - وسائل الشيعه ج 16 ، كتاب الاقرار ، باب 3 ، ح 1 و 2 .