اما اگر نگهدارنده وديعه سبب تسلط ظالم بر امانت شود ، و يا موجب دزدى آن گردد ، چنان كه عرف ، او را باعث تلف شدن وديعه بداند ، يا اينكه در نگهدارىآن سهل انگارى كرده باشد ، بنابر قول اقوى او مسؤول و ضامن است .
پنجم : اگر نگهدارنده وديعه مىتواند خطر تسلط ظالم بر وديعه را با محافظت از آن دفع كند ، اين كار بر او واجب است ، هر چند اين كار مستلزم اين باشد كه وجود آن شىء را نزد خودش انكار كند .
اما اگر دفع خطر ، مستلزم تحمل خسارت مالى است ، اگر اين امر ازمستلزمات حفظ وديعه است ، بر او واجب است كه اين خسارت را تحمّل كند ، اما اگر خسارت زياد باشد و موجب ضرر وحرج شود بر او واجب نيست .
پايان يافتن وديعه
13 - قرارداد وديعه به سبب عوامل زير باطل مىشود :
اول : با مرگ وديعه گذار يا نگهدارنده وديعه .
دوم : با از ميان رفتن يكى از شرايط اهليّت در نزد يكى از آنها مانند ديوانه شدن ، يادر مورد امين ناتوان شدن از حفظ وديعه .
سوم : با فسخ قرارداد توسط هر يك از آنها ، يعنى در خواست استرداد وديعه توسط مالكش يا پس دادن آن از طرف نگهدارنده .
14 - اگر وديعه گذار بميرد نگهدارنده بايد فوراً وديعه را به وارث « يا درصورت قاصر بودن وارث به وليش » تحويل دهد ، و يا دست كم به وى اطلاع دهد ، و اگر بدون هيچ عذر شرعى در اين كار سهل انگارى واهمال كند مسؤول هرگونه ضرر ، خسارت و يا تلف وديعه مىباشد .
15 - اگر نگهدارنده وديعه بميرد آنچه نزد او به وديعه گذاشته شده استتبديل مىشود به وديعهاى نزد وارث او ، يا در نزد ولى وارث اگر او قاصر باشد ، واو بايد فوراً آن را به مالكش پس بدهد و يا او را مطلع كند .
16 - اگر نشانههاى نزديك شدن مرگ ، در امين پديد آيند « مانند اينكه دچار بيمارى كشنده ولاعلاجى مثل سرطان گردد » ، در صورتى كه مطمئن نباشد خويشانش وديعه را به مالكش برگردانند ، واجب است آن را به صاحبش و يا به