شرايط مال مورد قرض
11 - ويژگيهاى مال مورد قرض را مىبايست يا با بيان وصف يا قيمت وارزش و يا به وسيله مشاهده و غير آن دقيقاً مشخص كرد ، همچنانكه بايد مقدارآن با موازين مناسب « پيمانه ، وزن يا شمارش » معلوم گردد تا هر نوع شائبه ابهام وغررى كه منجر به خلاف ونزاع مىشود باقى نماند .
12 - مال مورد قرض بايد عين مملوك باشد كه بنابراين قرض دادن دَين يا منفعت صحيح نيست . همچنين مالى كه شخص مسلمان نمىتواند مالك آن باشد مثل شراب ، خوك ، آلات قمار و اسباب طرب ولهو ونيز كتابهاى گمراهكننده « كتب ضلال » و شبيه آن نمىتوانند مورد قرض قرارگيرند .
13 - مال قرض بايد كاملًا معين ومشخص باشد ، نه اينكه مال مورد قرض مردد ميان چند مورد باشد ، پس صحيح نيست كه بگويد يكى از اين دو مال را به تو قرض مىدهم ، مگر اينكه بعداً يكى از آن دو انتخاب وتعيين شود .
مدت قرض
14 - جايز است زمانى براى قرض معين گردد كه با فرا رسيدن آن ، مال قرض داده شده ، به صاحبش پس داده شود .
15 - اگر در قرض دادن زمانى بعنوان مهلت پرداخت ، شرط شود ، مانند ساير ديونِ مؤجّل بايد به آن عمل شود و قرض دهنده حق ندارد قبل از فرا رسيدن موعد مقرر مال خود را درخواست كند .
16 - بايد مدت ومهلت اداى قرض به گونهاى مشخص و معين باشد كه هچگونه غرر وجهل باقى نماند .
احكام باز پرداخت قرض
17 - اگر مال مورد قرض « مثلى » باشد « 1 » قرض گيرنده بايد مانند آنچه قرضگرفته را پرداخت كند « بنابراين اگر ده گرم طلاى 18 عيار قرض گرفته ، بايد حتماً مثل
هامش
( 1 ) - شىء » مِثلى » آن چيزى است كه قيمت اجزاء آن نسبت به ارزش كل آنيكسان است ، مانند طلا كه ارزش نصف گرم آن برابر است با نصف قيمت يكگرم آن ، طلا ، نقره ، حبوبات وبسيارى از خوردنيها ونوشيدنيها مِثلى و جزء ايندستهاند ، اما شىء « قيمى » بر خلاف اين است ، يعنى اينكه قيمت اجزاء آن نسبت به قيمت كل آن متفاوت است نه مساوى ، بنابراين مثلًا بهاى نصف حيوانى زنده كه به صد هزارتومان خريدارى مىشود يا هيچ نيست ، و يا برابر مبلغى كمتر از بهاى نصف قيمت حيوان زنده است ، و همينطور است درختان ، زمينها ، ساختمانها وبعضىتجهيزات وابزار آلات كه همه اين اشياء قيمى مىباشند .