الف : در صورت مرگ وكيل يا موكل .
ب : در صورت از بين رفتن اهليت در هر كدام از آنان ، مثل اينكه وكيل يا موكلديوانه شود .
ج : در حالت از بين رفتن موضوع وكالت ، بعنوان نمونه اگر شخصى ديگرى را ؛ براى فروش خانه وكيل كند ، ولى آن خانه بسبب زلزله از بين برود ، و يا فردى را براى تزويج زنى وكيل كند ، ولى آن زن بميرد ، در چنين مواردى وكالت باطل مىشود .
د : وكالت باانجام يافتن و تمام شدن عملى كه مورد وكالت است ، پايان مىيابد . مثلًا اگر شخصى براى خريد اتومبيلى براى ديگرى وكيل شود وسپس آن را بخرد ، وكالت تمام مىشود .
ه - : اگر وكالت محدود به زمان معينى باشد ، با تمام شدن آن مدت ، وكالت نيز تمام مىشود .
19 - اگر يكى از زوجين همسر خود را در امرى وكيل نمايد ، وسپس بينآنها طلاق واقع شود ، وكالت به مجرد طلاق باطل نمىشود ، مگر اينكه در قرارداد وكالت ، بر اين امر تصريح شده باشد ، و يا قرينهاى بر اينكه وكالت به استمرار رابطه زوجيَّت بين آن دو مرتبط است ، دلالت كند .
وكالت در دعاوى قضائى
20 - جايز است كه هر كدام از مدِّعى « خواهان يا شاكى » ومدّعى عليه « خوانده يا كسى كه عليه او اقامه دعوا شده » در نزاعها ودعاوى قضائى ، شخصى ديگر را كه امروزه به « وكيل مدافع » موسوم است براى پيگيرى امور مربوط به دعوى ، به صورت نيابى نزد دادگاه وكيل كند . در اينجا به برخى از احكاممسأله اشاره مىكنيم :
الف : وكيل گرفتن از سوى هر يك از دوطرف دعوى ، متوقف بر رضايت طرف مقابل نيست ، بنابراين هيچ يك از دوطرف دعوا حق ندارد كه از روبرو گشتن با وكيل طرف مقابل خوددارى كند .
ب : وكيل مدعى ، بايد همه راهها ووسايل مشروع را براى اثبات ادعاى موكِّل خود دنبال كرده و از آنها استفاده كند ، از جمله تقديم ادعا نامه بر ضد طرف مقابل نزد