وكالت ذكر شده است ، و در صورت عدم وجود عرف وعدم تصريح در قرارداد ، امر وكالت با اشكال روبرو مىشود ، چرا كه آن در دايره عقد غررى قرار مىگيرد .
قائم مقام وكيل
15 - جايز است كه وكيل به شرط آنكه از جانب موكل اجازه داشته باشد ، شخصى ديگر را براى انجام موضوع وكالت به جاى خود وكيل كند ، اما در اينجا آيا دومى ، وكيل موكِّل اول محسوب مىشود و يا وكيل خود وكيل ؟ اگر درباره اين مسئله در قرارداد تصريحى وجود داشته باشد و يا قرائن و يا عرفهايى مورد اعتماد و آشكار برآن دلالت كنند ، بايد به آن مراجعه كرد و گرنه صحت وكالت مشكل است ، چرا كه منجر به غرر مىشود ، پس احتياط آن است كه جزئيّات وكالت در قرارداد توضيح داده شود تا تمام شائبههاى غرر رفع شوند .
16 - اگر وكيل دومى - بنابر توافق دو طرف - وكيل موكِّل باشد ، وكيل اول صلاحيت عزل او را ندارد ، بلكه حتى با مرگ وكيل اولى نيز عزل نمىشود ، اما اگر دومى وكيل اولى بود ، وكالت او تابع وكيل اولى بوده ، وكيل اولى صلاحيت عزل او را دارد ، و اگر موكِّل وكيل اولى را عزل كند ، وكيل دومى نيز به تبع او عزل مىشود .
عزل وكيل و باطل شدن وكالت
17 - وكالت ، از جانب دو طرف ، قراردادى جايز است ، كه بر اين امر مسائل ذيل مترتب است :
الف : وكيل حق دارد هر زمانى كه بخواهد از وكالت كنارهگيرى كند ، وفرقىندارد كه موكل حاضر باشد يا غائب .
ب : موكل نيز حق دارد وكيل را از وكالت عزل كند ، ولى تحقق عزل وترتب آثار بر آن ، مشروط به آن است كه وكيل از اين امر آگاهى يابد ، بنابراين اگر موكل او را عزل كند وخبر عزل بعد از مثلًا دو روز به وكيل برسد ، معاملات وعقودى كه در خلال اين دو روز انجام گرفته صحيح است .
18 - در حالتهاى زير ، وكالت خود به خود باطل مىشود :