تخطي إلى المحتوى الرئيسي

احكام معاملات (فارسى) — صفحة 379

مساهمون:

ص٣٧٩

فصل يازدهم : كفالت

روايت شده كه اميرمؤمنان ( ع ) پيرامون مردى كه كفيل كس ديگرى شده بود قضاوت فرمودند كه او زندانى شود ، و به وى فرمودند : « اطْلُبْ صَاحِبَكَ » « 1 » بگودوستت « كه كفيل او شده‌اى » بيايد . همچنين امام صادق ( ع ) مىفرمايند : « الْكَفَالَةُ خَسَارَةٌ غَرَامَةٌ نَدَامَةٌ » « 2 » « كفالت ، زيان و تاوان وپشيمانى در پى دارد »

كفالت چيست ؟

1 - كفالت قراردادى است كه به موجب آن طرفى نسبت به طرف دوم متعهد مىشود تا شخصى را كه نسبت به طرف دوم حقى بر عهده‌اش هست را حاضركند . مثلًا اگر كسى بدهى اى به ديگرى داشته باشد ، اما طلبكار به حضور بدهكاردر موعد مقرر اطمينان نداشته باشد ، شخص سومى متكفل مىشود تا بدهكار را در وقت مقرر حاضر كند . به اين طرف سوم « كفيل » و به بدهكار « مكفول » و به طلبكار « مكفول له » گفته مىشود . 2 - كفالت بر دو نوع است : اول : كفالت بدهكار براى احضار او نزد طلبكار و يا پرداخت بدهى بدهكار در صورتى كه نتواند او را احضار كند . دوم : كفالت كسى كه حضور او در نهادى قانونى « مانند دادگاه » به جهت ادعايىكه بر عليه او شده ، و يا وجود اتهاماتى كه با حقوق عمومى مرتبط است ، لازم مىباشد .
هامش
( 1 ) - وسائل الشيعه ج 13 ، كتاب الضمان ص 165 ، باب 9 ، ح 2 . ( 2 ) - همان ص 154 ، باب 7 ، ح 2 ، و : من لايحضرالفقيه ج 3 ، باب الكفاله ص 97 .