فروع مسئله :
الف : اگر در عرف ، خريد و فروش برخى از كالاها تنها بانگاه كردن و بى نياز ازيك توصيف دقيق امكان پذير تلقّى شود مىتوان به چنين نگاه ومشاهده اى اكتفا كرد « خريد و فروش ماهى در برخى بازارها كه بر مبناى مشاهده و بدون در نظرگرفتن وزن و يا شمارگان ماهيان صورت مىپذيرد از آن جمله است » .
ب : اندازهگيرى وسنجش مقدار كالاها ، در صورت متفاوت بودن در مناطق مختلف ، بايد در هر منطقه به همان صورت متعارف در آن منطقه انجام پذيرد « مثلًا تخم مرغ را در يك جا ، دانهاى و در جاى ديگر با وزن به فروش مىرسانند » حال آنكه اگر دو طرف متفقاً ، معامله خود را بر مبنايى غير از مبناى اندازه گيرى متداول در شهرى كه معامله در آنجا صورت مىپذيرد پايه ريزى كنند ، در صورتى كه ابهام وغررى در آن معامله باقى نماند ، معامله آنها جايز مىباشد .
ج : ذكر لفظى مقدار واندازه كالاى مورد معامله در قرارداد الزامى نمىباشد ، وصرف اطلّاع دو طرف از ميزان كالاى مبادلاتى « مثلًا اينكه كالا ، يك كيسه 20 كيلوئى برنج باشد وبهاى آن بر روى كيسه نوشته شده باشد » كافى مىباشد ؛ فروشنده مىگويد اين كالا را به اين بها به تو فروختم ، خريدار نيز مىپذيرد و معامله صحيح مىباشد .
2 - اقسام خريد و فروش
گاهى دو طرف قرارداد بر نقد بودن كالا وبها توافق مىكنند ، كه به چنينقراردادى ، معامله نقدى مى گويند . گاهى نيز بر تحويل دادن كالا در همان زمان و تأخير انداختن در پرداخت بها توافق مىكنند كه به چنين فروشى ، معامله نسيه گفته مىشود ، گاهى نيز توافق مىشود كه خريدار ، بها را در حال عقد قرارداد بپردازد و فروشنده كالا را در زمانى ديگر به خريدار تحويل دهد ، كه بدين فروش معامله سَلَف مىگويند .
پس مىتوان معاملات خريد و فروش