مبادله و خريد و فروش را عملًا انجام دهند ، چون ، تراضى به منزلهى بنياد هر قرارداد ، گاهى از رهگذر جارى ساختن كلمات وجملهها ، و گاهى از رهگذر فعل وعملكرد « كه همانتعاطى مىباشد » نمود مىيابد .
معاطات ، در همه قراردادها ومعاملههاى بزرگ وكوچك بيع ، جارى وصحيحمىباشد .
وكالت :
همانطور كه خريد و فروش از راه عقد قرارداد ميان خريدار و فروشنده به طورمستقيم انجام مىشود و صحيح است ، عقد اين قرارداد از طريق وكيل و يا ولىشرعى « مانند پدر و جد كودك ، قيّم ، وصى ، حاكم شرع و يا جانشين وى » نيزصحيح مىباشد .
همچنين يك نفر مىتواند نقش دو طرف قرارداد را به تنهايى نمايندگى نمايد ، به گونهاى كه مثلًا شخص ، خود خريدار و يا فروشنده باشد و در همان حال وكالت « يا ولايت ، يا قيمومت ، يا وصايت » طرف مقابل را نيز برعهده گيرد .
شروط خريدار و فروشنده :
پيش از اين در بخش احكام عمومى عقود وقراردادها به تفصيل از شروط طرفهاى قرارداد سخن به ميان آمد ، كه فراهم آمدن تمام آن شروط در خريدار و فروشنده نيز الزامىمىباشد ، اختصاراً اين شروط عبارتند از : بلوغ ، عقل ، قصد و نيت ، اختيار ، حقتصرف « اختياردارى » « 1 » .
همچنين در آن بخش ، از احكام قراردادهايى كه به صورت فضولى صورت مىپذيرند نيز سخن به ميان آمد كه همه آن احكام در بيع فضولى نيزجارى مىباشد « 2 » .
شروط عوضين « كالا وبها » :
در آن بخش همچنين در باب شرطهايى كه بايد در كالا وبها - آن چنان كه در ديگر مبادلات نيز وجود دارد - فراهم آيند بحث شد ، اين شروط به اختصارعبارتند از : ماليّت داشتن ، حليّت ، ملكيّت ، مطلق بودن .
هامش
( 1 ) - به صفحه 247 . رجوع شود
( 2 ) - به صفحه 252 . رجوع شود .