آن واقع شد بيابد ، مشترى حقّ دارد معامله را فسخ كند ، و يا اينكه اتومبيل را همانطور كه هست و با همان قيمت مورد توافق ، قبول كند .
خيار رؤيت ، غير از خريد و فروش ، شامل تمام قراردادهاى معاوضهاى مانند اجاره ومصالحه نيز مىشود .
هفتم - خيار تدليس ؛ اين خيار زمانى ثابت مىشود كه يكى از دوطرف قرارداد چيزى را كه مورد معامله قرار گرفته بر خلاف واقع بنماياند و طرف مقابل را فريب دهد ، كه اين كار ، تدليس « يا نيرنگ » است . بنابراين شخص فريبخورده حق دارد كه به محض آگاهى يافتن از اين امر قرارداد را فسخ كند .
مثل اينكه شخصى وسيله نقليّه را بنابراين كه جديد و غير مستعمل است بخرد ، امّا معلوم شود كه دست دوّم بوده و فروشنده آن را رنگ زده و به همين جهت مشترى فريب خورده وخيال كرده جديد است .
هشتم - خيار تعذّر تسليم « يا خيار ناتوانى از تحويل دادن » ؛ و اين خيار زمانى است كه يكى از دوطرف نتواند مورد معامله را - به هر دليل - تحويل دهد ، مانند اينكه وسيلهى نقليّه مورد معامله قبلاز تحويل به مشترى دزديده شود و يا خانه اجاره داده شده ازطرف دولت مصادره گردد كه دراين صورت مشترى و مستأجر حقّ فسخ معامله را دارند .
نهم - خيار عيب ؛ اين خيار براى هريك از دو طرف كه در شىء مورد معامله عيبى بيابد ثابت مىشود ودراين حالت صاحب حق مختار است كه معامله را فسخ كند و يا با دريافت ارش « اختلاف قيمت كالاى سالم و معيوب » معامله را قبولكند .
مثلًا اگر شخصى پيراهنى را بخرد وسپس متوجّه شود كه پاره يا كهنه است ، خيار عيب براى او ثابت است يعنى حقّ دارد كه يا معامله را بكلّى فسخ كند يا با دريافت اختلاف قيمت پيراهن سالم و معيوب آن را قبول كند . « 1 »
هامش
( 1 ) - اقسام ديگرى از خيارات وجود دارد كه در كتب فقهى مفصّل ، بيان شده است و غالباً در چارچوب مواردى است كه گفته شد . همچنانكه براى هر كدام از خياراتجزئيات و احكامى است كه بخاطر اينكه به ندرت اتّفاق مىافتد بيان نشد .