تخطي إلى المحتوى الرئيسي

احكام معاملات (فارسى) — صفحة 254

مساهمون:

ص٢٥٤
از اين جهت شريعت نمىتواند در برابر اين حجم فراوان از مبادلات كه به گونه فضولى در عرصه اقتصاد وفعّاليّتهاى اجتماعى صورت مىپذيرند وگريبانگير مردم است ، راهكار ارائه ندهد و تنها نقش تماشاچى را ايفا كند ، همچنين نمىتوان بىدرنگ تمام اين معاملات را باطل خواند ، چه اين امر پيچيدگى بيش از پيش حيات اقتصادى واجتماعى مردم را درپى خواهد داشت ؛ از همين رو حكيمانه‌تر آن است كه معاملات فضولى در صورت برخوردارى از اجازه بعدى مالك و يا ديگر دارندگان حق تصرّف ، به دلايل زير درست شمرده شوند : نخست - براى تسهيل امر بازرگانى و راه اندازى فرايندها وپروژه‌هاى اجتماعى . دوّم - جهت ادا نمودن حق مالك ونيز حقوق ديگرانى كه در اموال مالك - چه‌بسا با حسن نيّت - تصرّف نموده‌اند ، و كسانى كه نادانسته به عنوان طرف دوّم قرارداد ، وارد معامله مىشوند . سوّم چه بسا گاهى تصحيح نمودن قراردادهاى فضولى به سود مالك تمام شود ، كه در اين صورت ابطال بىدرنگ معامله نه به سود مالك و نه به سود ديگران خواهد بود . بدين دلايل شريعت اسلام معاملات فضولى را به شرط فراهم آمدن اجازه و رضايت بعدى ، صحيح تلقّى مىكند . دراين صورت شخص فضولى نقشى چون نقش وكيل را ايفا مىكند با اين تفاوت كه وكيل اجازه تصرّف را پيش از معامله از مالك مىگيرد ولى شخص فضولى اين اجازه را پس از معامله مىيابد . احكام : 1 - پيش از اين يادآور شديم كه يكى از شرايط طرفهاى قرارداد براى صحت عقد ، برخوردارى آنها از صلاحيّت تصرّف در موضوع قرارداد « مانند كالا وبها در فروش و اجاره و ديگر معاملات مالى ، وفرج در نكاح و طلاق » مىباشد . بر اين مبنا انعقاد قرارداد از سوى خود مالك ، وكيل وى و همچنين ولى او « مانند پدرِ مالك ، اگر كودك باشد » و وصى او و حاكم شرع وجانشين وى ، مشروعيّت مىيابد . 2 -