پيامبر اكرم ( ص ) آورد ، پس پيامبر ( ص ) آن را صدقه دادند و دعا كردند تا خداوند داد وستدهاى وى را بركت دهد . « 1 »
پيش درآمد :
1 - گاهى كسى با گمان اينكه حق بستن قرارداد معيّنى را دارا مىباشد ، آن را منعقد مىسازد ، و پس از آن معلوم مىشودكه وى حقّ اين كار را نداشته ، « به عنوان نمونه اگر گمان كند مالك كالايى است و آن را بفروشد و بعد معلوم شود كه وى مالك آن نبوده » آنگاه قرارداد منعقد شده ، عقد فضولى خواهد بود .
2 - گاهى شخص ناچار مىشود دست به معاملهاى بزند كه در آن حقّ ندارد ، به عنوان نمونه اگر كسى نزد خود از شخص ديگرى كالايى داشته باشد كه در معرض سرقت و يا فساد قرارگيرد ، به گونهاى كه در صورت عدم فروش آن ، زيانى متوجّه مالك خواهد شد ، و به همين خاطر دست به فروش آن كالا بزند ، اين معامله نيز معاملهاى فضولى خواهد بود .
3 - گاهى نيز امكان دارد دست زدن به چنين معاملاتى از جهل شخص سرچشمه گيرد . به عنوان نمونه اگر وكيل كسى به نمايندگى از وى دست به معامله زند و در اموال وى تصرّف كند ، سپس معلوم شود در زمان معاملات مالك بىخبر ازوكيل ، وى را از وكالت خود عزل كرده بوده ، و يا اينكه وكيل ، ندانسته بيش از محدوده اختيارات درج شده در وكالت عمل كرده ، به اين گونه موارد نيز معامله فضولى گفته مىشود .
4 - در بسيارى از دعاوى تجارى كه به سرعت به انجام نمىرسند ، نمىتوان فعّاليّتهاى اقتصادى را تا حلّ شدن مسئله وآشكار شدن اينكه چه كسى از حقّ تصرّف برخوردار بوده ، متوقّف ساخت . از اين رو وارد شدن در اين گونه معاملات نيز فضولى خواهدبود .
هامش
( 1 ) - بحار ج 100 ، باب 12 ( متفرقات احكام البيوع ) ، ص 136 ح 4 .