تخطي إلى المحتوى الرئيسي

احكام معاملات (فارسى) — صفحة 257

مساهمون:

ص٢٥٧
حتماً آن را مىپذيرفت ، از اين رو پا را فراتر از اختيارات خود گذارده با شرط اجازه بعدى مالك به بستن آن قرارداد مبادرت مىورزد . چنين وكيلى در واقع از روى نيك خواهى به چنين عملىدست مىزند . گاهى نيز امكان دارد فرد نيك خواه كه از دوستان مالك است كليد خانه وى را در دست داشته باشد و وقتى مثلًا دريابد كه خانه مزبور در حال خراب شدن است ، از روى نيكخواهى و با پيش‌بينى اجازه مالك ، دست به بازسازى خانه بزند . يا اينكه مثلًا دوستى با ديدن به فروش گذاشتن خانه مجاور به خريد آن خانه براى دوستش كه پيش از اين براى اقامت در مجاورت وى اظهار تمايل كرده بود ، دست بزند . اينها نمونه‌هايى هستند از نيكخواهى در دست زدن به معاملات فضولى . 5 - حال آنكه كسى كه از روى دخالت ناروا اقدام مىكند ، از دست زدن به معامله فضولى قصد خدمت به صاحبِ حق را ندارد ، بلكه مىخواهد خود از اين معامله بهره گيرد ، يا به پيروى از هواى نفس به آن مبادرت مىروزد . به عنوان نمونه كسى كه خود را مالك كالايى مىپندارد و براى بهره‌مندى خود در مورد آن قراردادى مىبندد در حالى كه پس از آن معلوم مىشود كه آن كالا به وى تعلّق نداشته ، و يا كسىكه اموال غصبى ديگران را كه به زور از ايشان گرفته به فروش رساند . 6 - هر دوگونه عقد فضولى ، چه از روى نيك خواهى باشد و چه از روى دخالت ناروا ، در صورت اجازه‌ى بعدى صاحبِ حق صحيح تلقى مىشوند ، با اين تفاوت كه - بر خلاف گونه دخالت ناروا - گونه نيك‌خواهانه ضمان‌آور نيست و در برخى موارد « كه به‌تفصيل در جاى خود گفته مىشوند » فرد نيك خواه استحقاق دريافت اجرت را نيز مىيابد .