د - به نظر مىرسد مىتوان برخى از سطوح اكراه و اجبار را نيز به حكم بالا ملحق كرد . به عنوان نمونه : كسى كهگفتن سخنى به وى اجباراً ديكته شده ، و يا كسى كه به امضاى سند فروش خانهاش بدون اطّلاع از محتويات آن از سوى كسى مجبور شود ، به گونهاى كه سخن و يا امضاى آن دو ارادى واختيارى تلقّى نشود ، مشمول اين حكم خواهند شد .
3 - اراده آزادانه
الف - مراد از « اراده آزادانه » آن است كه طرف قرارداد بر انعقاد آن مجبور نشده باشد ، چون كسى كه به انجام كارى مجبور شده باشد در واقع از اعمال اراده و اختيار خود محروم است ، از اين رو اهليّت وصلاحيّتش ناقص خواهد بود . به همين خاطر بستن قرارداد با وى هيچ ارزش قانونى و شرعى نخواهد داشت ، مگر اينكه پس از آن بدان عقد راضى شود .
ب - اكراه وقتى محقّق مىشود كه اختيار فرد از او گرفته شود . تهديد فرد از نظر جانى يا مالى يا ناموسى وقرارگرفتن در وضعيّتى كه از نظر عرف براى انسان قابل تحمّل نبوده وتحمّل آن حرج به حساب مى آيد ، از جمله موجبات اكراه مىباشند . از همين جهت وارد آمدن زيانهاى كم و يا آزار اندك ، موجب تحقّق اكراه نمىشوند .
به عنوان نمونه اگر بازرگانى در صورت عدم امضاى قرارداد معيّنى به فاش شدن اسرارش و يا فاش شدن اسرار شركا ونزديكانى كه نزد وى گرانمايهاند وزيان آنها را زيان خود محسوب مىكند تهديد شود ، به گونهاى كه از زايل شدن آبرو ونيك نامى خود ونزديكانش نزد ديگران بترسد وقرارداد مزبور را امضا كند ، اين بازرگان ، مُكْرَه ومجبورمحسوب مىشود واكراه محقّق خواهد شد .
ج - گاهى ابزار اكراه حسّى است . همچون : آزار بدنى ، تهديد جانى وتهديد به زندان و يا تهديد به اخراج از كشور . گاهى نيز براى اكراه از ابزارهاى روانىاى همچون بدنام كردن طرف مقابل ، تلاش براى اخراج وى از كارش ، و يا لغو مجوّز كار ، استفاده مىشود . هر قراردادى كه تحت تأثير اين گونه تهديدها امضا شود مشروعيّت نخواهد داشت مگر اينكه بعداً رضايت خود را اعلام نمايد .
احكام معاملات (فارسى) — صفحة 249
مساهمون: السيد محمد تقي المدرسي
ص٢٤٩