از سويى اگر غيبت كردى ، وفرد غيبت شده از آن باخبر شد ، در اين صورت چيزى جز حلاليت خواستن از او برايت باقى نمى ماند ، ولى اگر اين غيبت به « گوش » او نرسيد و آن را دريافت نكرد ، براى او از خداوند آمرزش بخواه .
غيبت همچون آتشى كه هيزم را در خود فرو مىدهد ، نيكيها وحسنات را مى خورد . خداوند متعال به موسى بن عمران ( ع ) وحى كرد كه غيبت كننده اگر توبه كند آخرين كسى است كه وارد بهشت مىشود ، و اگر توبه نكرده باشد نخستين كسى خواهد بود كه به آتش درخواهد آمد . خداوند عزوجل مى فرمايد : « آيا كسى از شما دوست دارد گوشت برادر مرده خود را بخورد ، حال آنكه از آن كراهت داريد » .
وجوه غيبت عبارتند از ياد كردن عيوبى كه در : آفرينش ، رفتار ، عقل ، تعامل اجتماعى ، مرام « و روش » وجهل و مانند اينها ، پيدا مىشود . از سويى ريشه هاى غيبت ده گونه اند كه عبارتند از : خشم ، همراهى كردن با يك گروه ، تهمت ، تصديق يك خبر بدون اينكه درستى آن آشكار شده باشد ، بدگمانى ، حسد ، مسخره كردن ، شگفتى ، ناراحتى و خود آرايى ، پس اگر خواستار سلامت « ايمان » هستى خالق را ياد كن نه مخلوق را ، تا به جاى غيبت ، به عبرت درآيى و به جاى گناه ، ثواب كنى » .
13 - بايد از گمان بد كه خود به دنبال كينه ، خشم ، درگيرى ونادانى مى آيد ، دورى جست . چه دين اسلام به ما فرمان مىدهد تا به دنبال آنچه نسبت بدان علم نداريم نرويم ، همچنين دستور مىدهد تا كارهاى برادرانمان را به بهترين وجه حمل بر صحّت كنيم . اميرمؤمنان ( ع ) در اين باره مى فرمايند :
« ضع أمر أخيك على أحسنه حتى يأتيك منه ما يغلبك « أى تعلم يقيناً غير ذلك » ولا تظنَّن بكلمة خرجت من أخيك سوءًا وأنت تجد لها فى الخير محملَا . »
« 1 »
« كار برادرت را بر بهترين وجه حمل بر صحّت كن تا اينكه به خلاف آن يقين كنى ، و همچنين تا وقتى مى توانى براى سخنى كه از « دهان » برادرت خارج شده توجيه نيكى بيابى ، به سخن وى گمان بد مبر » .
14 - تجسّس در كار مردم به معناى دنبال كردن وپرده برداشتن از رازهاى ايشان به منظور دستيابى به عيوبشان ، نيز جايز نيست . روايت شده كه پيامبر اكرم ( ص ) روزى پس
هامش
( 1 ) - همان ، ص 196 ، ح 11 « باب التهمة والبهتان وسوء الظن » .