آبادسازى شهرها مثل حفر رودها ، ساختن پلها ، را هسازى ، تأسيس مدارس ، كتابخانهها ، مؤسّسات فرهنگى ، مراكز علمى ، مساجد ، نجات مؤمنان از چنگ ستمگران ، كمكبه مجاهدين ، چاپ كتابهاى مفيد براى جامعه ، كمك كردن به علما و طلاب و همه كارها وپروژههايى كه به نفع امّت و مصالحعمومى آنان است .
هشتم - ابن السبيل :
ابن السبيل مسافرى است كه اموال و بودجهاش در راه تمام شده يا وسيله نقليّه او خراب شده وهزينه تعمير آن را ندارد ، اگرچه درشهر خود بىنياز هم باشد .
در دادن زكات به اين گونه مسافر چند چيز شرط است :
1 - سفر او ، سفر معصيت خداوند نباشد .
2 - نتواند ، هر چند با قرض گرفتن يا فروختن اشياى غير ضرورى ، نياز خود را مرتفع سازد .
در صورت وجود شرايط بالا ، از زكات ، مقدارى به او داده شود كه نيازش را تا رسيدنبه شهرش يا جايى كه بتواند پول مورد نيازش را به هر طريقى به دست آورد ، تأمين نمايد .
شرايط كسانى كه مستحقّ زكاتند
در مستحقين زكات چهار چيز شرط است :
اوّل - ايمان :
1 - به كافر زكات داده نمىشود ، چنان كه به مسلمان غير مؤمن به عقايد حقّه نيز داده نمىشود مگر از سهم « المؤلّفةقلوبهم » يا سهم « سبيل اللَّه » در هر دو مورد .
2 - دادن زكات به كودكان مؤمنين و ديوانگان آنان كه فقير هستند جايز است يعنى زكات بهاولياى آنان داده شود تا براى آنان مصرفشود .
البتّه نيّت زكات در موقع پرداختن آن است نه موقع مصرف . امّا اگر آنان ولىّ نداشته باشند جايز است مستقيماً براى آنان مصرفشود يا بواسطه امين يا امناء ( مانند مؤسّسه خيريه ) كه عهدهدار مصرف آنان شود و دراين صورت در هنگام مصرف بايدنيّت زكات شود .
دوّم - كمك نشدن بر گناه :
1 - واجب است كه پرداختن زكات به مستحقّ ، كمك بر گناه نباشد . پس جايز نيست زكات به كسى داده شود كه آن را در گناهمصرف مىكند ، مخصوصاً در جايى كه ندادن زكات باعث