كمتر ازمخارج سالانه او باشد بلكه دراين حالت ، احوط نيز همين است .
9 - كسى كه ادّعا مىكند فقير است اگر راست و دروغ او را مىدانيم ، طبق آن با او رفتار مىكنيم ولى اگر نمىدانيم پس چنانچه قبلازاين فقير بوده ، جايز است اكنون نيز از زكات داده شود و اگر قبلًا بىنياز بوده يا اينكه وضعيّت قبلى او براى ما ناشناخته باشد اقوى ايناست كه اگر ظاهر حالش موجب شك و اتهام مىشود ، دادن زكات به او جايز نيست تا اينكه درباره او تحقيق شودو به فقير بودن او اطمينان عرفى حاصل گردد امّا اگر ظاهر حال او موجب شك و اتهام نمىشود مىتوان بنابر اقوى بدون بحث و تحقيقاز حال او به او زكات داد .
10 - اگر كسى از فقيرى پول طلب داشته باشد ، و زكات بر او واجب شود مىتواند طلب خود را بابت زكات حساب كند .
11 - اگر فقير بدهكار بميرد و تركه او براى پرداخت بدهىهايش كفايت نكند ، جايز است بدهى او را بابت زكات حساب كرد ، و همچنين اگر تركه داشته باشد ولى ورثه از پرداختن بدهى او از تركه مانع شوند كه بازهم ظاهر اين است كه جايز است بدهى او بابتزكات حساب گردد .
12 - واجب نيست كه زكات دهنده به فقير اعلام كند كه آنچه به او مىدهد از بابت زكات است و حتّى مىتواند مال را در ظاهر بهعنوان هديه به او بدهد ولى در واقع نيّت زكات كند مخصوصاً در صورتى كه براى فقير ، گرفتن زكات دشوار باشد و باعث شرمندگى اوشود .
سوم - كارگزاران زكات :
1 - كارگزاران زكات كسانى هستند كه از سوى امام يا نايب خاصّ يا عامّ او ( حاكم شرع ) ، به جمعآورى زكات و حفظ و ثبت حسابها و رساندن آن به امام يا به مستحقّين وظيفه دارند . كسى كه در اين رابطه كار كند ، در مقابلكارش ، مستحقّ سهمى از زكات است اگرچه بىنياز باشد .
2 - واجب نيست با شروع كار ، اجرت معيّنى براى كاركنان تعيين شود بلكه جايز است بعداز انجام عمل ، امام يا نايب او آنچه رامناسب تشخيص مىدهد به او بپردازد .
3 - بنابر احوط كارگزاران و متولّيان زكات بايد شرايط و صفات ذيل را دارا باشند : بلوغ ، عقل ، ايمان ، عدالت ، آزادى و دانستناحكام شرعى مربوط به كار و مسؤوليّتشان .
امّا نسبت به ساير كارمندان و مزدبگيران كه زير نظر متولّيان زكات كار مىكنند ، اين شرايط لازم نيست اگرچه بنابر احتياطمستحب آنان هم بايد واجد اين شرايط باشند .
4 - جايز است سادات هاشمى به كارهاى زكات گمارده شوند ، به شرطى كه از خود زكاتبه آنان داده نشود ، بلكه مزد آنان از منبع ديگرى تأمين گردد .
احكام عبادات (فارسى) — صفحة 502
مساهمون: السيد محمد تقي المدرسي
ص٥٠٢