تخطي إلى المحتوى الرئيسي

يس اسماى حسناى الهى (فارسى) — صفحة 405

مساهمون:

ص٤٠٥
به طور مرتّب در حال خلق كردن است . « عليم » هم هست . اين گونه نيست كه خلق بكند و تمام بشود . او هم « خلّاق » و هم به خلق خود عالم است . مانند مثلًا چشمه نيست كه آب از آن مىجوشد ولى خودش خبر ندارد كه دارد آب از آن تراوش مىكند ؛ ازخورشيد نور مىتابد ولى خود خبر ندارد كه نورش تابش پيدا كرد و به كجا رفت ؛ به اتاق من تابيد . و يا در جاى ديگر ، امّا خدا اين گونه نيست . خداوند « لَمْ يَلِدْ وَ لَمْ يُولَدْ » است ، در روايات آمده است كه : « حتّى وهمى كه در انسان پيدا مىشود ، نوعى ولادت در ذهن انسان است . خداوند حتّى چنين ولدهايى هم ندارد . » اين طور نيست كه خدا خواب باشد و مخلوقات يكى يكى از درون خدا بيرون مىآيد ! / ب

« يكوُن » بين كاف و نون رخ مىدهد !

حال ، خلّاقيت خداوند چگونه است ؟ در آيه‌ى 82 مىخوانيم : انَّما امْرُهُ اذا ارادَ شَيئاً أنْ يَقُولَ لَهُ كُنْ فَيَكُونُ : چون ما در چارچوب عبارت هستيم ، عبارتى نزديك‌تر به حقيقت ، از اين عبارت وجود ندارد . خلّاقيت وآفرينندگى خدا بين « كاف » و « نون » است ! تا « كاف » گفته نشده ، خلقى صورت نمىگيرد ؛ ولى لازم نيست به « نون » هم برسد ؛ به « نون » نرسيده ، شىء مزبور خلق شده است ! فقط يك لحظه اراده است . حالْ چيست و چگونه است ، همه‌ى اين سخنان كه در قرآن و همچنين در احاديث امامان آمده است ، سخنانى مجازى است ؛ چون لغت و زبان و الفاظ ، براى بشر خلق شده است و وقتى بخواهيم چيزى را در قالب الفاظ به خدا نسبت دهيم ، بايد در حدّ فهم خودمان اكتفا كنيم . مثلًا