مىگوييم : « در خدا حبّ ، بغض ، كراهت و . . . وجود دارد . » ما بايد به اين تعابير و مفاهيم ، به همان اندازه كه مىتوانيم بفهميم ، اكتفا كنيم . به ميزانى كه به منظور پى ببريم ، بسنده كنيم و بيش از آن را از اين الفاظ محدود انتظار نداشته باشيم .
به ديوارِ سياه نزديك نشويد !
بنده قبلًا مطلبى عرض كردم و حالا هم به مناسبت كلمهى « خلّاق » - / كه در آيات نهايى سورهى ياسين آمده است - / دوباره عرض مىكنم : در علم فيزيك جديد ، براى كشف آغاز خلقت ، وقتى به جلو رفتند ، آنقدر رفتند و رفتند تا به اين نتيجه رسيدند كه :
پانزده ميليارد سال پيش ، در يك لحظه ، انفجارى عظيم رخ داد و خلقت آغاز شد ! و براى آن كه آن لحظه را ترسيم كنند ، گفتند : اگر يك ثانيه رابر عده ده به توان چهل ( يعنى « يك » و « چهل » صفر جلوى آن ! ) تقسيم كنيد ، حاصل آن كه بخش بسيار بسيار بسيار كوچكى از يك ثانيه باشد - لحظهاى است كه آن انفجار عظيم رخ داده است ! به اين لحظه ، « زمن الصّفر » مىگويند . يعنى زمانى است كه به صفر نزديكتر است تا عدد .
ما تاكنون ميكروثانيه يا نانوثانيه - كه يك ميليونيم و يك ميليارديم ثانيه هستند - را شنيدهايم و شايد به سختى بتوانيم مقدار آن را تصّور كنيم . امّا اين لحظه ، ده هزار ميليارد ، ميليارد ، ميليارد بار از نانو ثانيه كوچكتر است ؛ در اين لحظه ، هستى خلق شده است !
گفتهاند : دو نفر از دانشمندان فيزيكشناس بلژيكى خواستهاند بدانند كه آن زمان چيست و چه طور شد ؟ نشستند فكر كردند و فكر كردند و با كامپيوتر مشغول محاسبه و . . . شدند ؛ امّا ديوانه از اتاق بيرون آمدند ! ديوانه شدند !
اينها تازه مىخواستند مخلوق خدا را تصوّر كنند ، ديوانه شدند ؛ تا چه