نمىفرمايد : « زمين را آفريد يا آسمان و زمين را آفريد . » مىفرمايد : « آسمانها و زمين . »
اين آسمانها چيستند ؟ يك تفسير اين است كه همانطور كه امروز زمين را به پنج يا شش قارّه تقسيم مىكنند ، قديمها آسمان را به هفت اقليم تقسيم كرده بودند و « هفت آسمان » ، يعنى آسمانهايى كه هر كدام از آنها اقليمهاى هفتگانه داشتهاند . كه حضرت امير در يكى از خطبههايشان به همين آسمانها اشاره فرمودهاند ، آنجا كه مىفرمايند :
وَ اللَّهِ لَوْ اعْطيتُ الْاقاليمَ السَّبْعَةَ بِما تَحْتَ افْلاكِها عَلى انْ أعْصِىَ اللَّهَ فى نَمْلَةٍ اسْلُبُها جِلْبَ شَعيرَةٍ ما فَعَلْتُهُ . . . » ؛ « 1 »
« بِما تَحْتَ افْلاكِها » يعنى « بِما تَحْتَ سَمواتِها » .
تفسير ديگر اين است كه « آسمانها » كنايه از بىانتها بودن آسمان است .
/ ب
آنسوى افلاك چيست ؟
اخيراً با يكى از پيشرفتهترين تلسكوپهاى جهان ( تلسكوپ « هابل » ) به حقيقت شگفتى پى بردهاند . مشاهده كردهاند كه هر چه علم ، آسمانها و فضاهاى بىكران را مىشكافد و به جلو مىرود ، مانند كسى كه هر چه به جلو مىرود ، باز سايهاش جلوتر از اوست ، باز وجودهاى ديگرى آن طرفتر هستند !
براى امروزىها ثابت شده كه قصّه ، فقط اين نيست كه آسمانها در حال بزرگ شدن هستند ؛ بلكه ، آسمانها و موجودات در حال خلق جديد هستند ! يك جاهايى هماكنون دارد خلق مىشود ! خداوند همواره در حال خلق كردن است ؛ و اين تفسير « وهو الخلّاق العليم » است كه در آيهى 81
هامش
( 1 ) - / سوگند به خدا ، اگر تمامى اقاليم هفتگانه دنيا با آنچه در آسمانهاى آنهاست به من داده شود تا خدا را با ظلمى به جهتِ كشيدن پوست جويى از دهان مورچهاى معصيت كنم ، هرگز چنين خطايى را مرتكب نگردم . ( نهجالبلاغه ، ترجمهى علّامه جعفرى ، خطبهى 224 ، بخش 8 ) .