آمده .
هنگامى كه ما در حال خواب هستيم ، يا در همين لحظهها كه نيم ساعتى مشغول صحبت هستيم ، ممكن است خداوند ، صدها خورشيد خلق كند .
اوَ لَيْسَ الذّى خَلَقَ السَّمواتِ وَ الارضَ بِقادِرٍ عَلى انْ يَخْلُقَ مِثْلَهُمْ ؛
خوب ، حال ، خدا كه آسمانها و زمين را آفريد ، مىتواند همانند آنان را بيافريند .
يك تفسير آن است كه مرجع ضمير در « همانند آن » ، بشر است . يعنى آيا آن خدايى كه آسمانها را خلق كرد ، عاجز از خلق مجدّد بشر است ؟ انصاف هم خوب چيزى است ! كسى كه آسمانها را خلق كرد ، نمىتواند انسان را از نو خلق كند ؟ ! چرا ؟ !
تفسير ديگر اين است كه مرجع ضمير در « همانند آنان » آسمانها و زمين و آنچه در آنهاست مثل ملائكه و . . . مىباشد .
هرقدرت و موجودى كه دراين هستى وجود دارد يك ماده و يك روح دارد . خورشيد يك ماده دارد كه همانى است كه مىسوزد و در حال التهاب و انفجار است . و يك روح دارد . روح آن ، ملائكهاى هستند كه امور خورشيد ، بر عهدهى آنهاست .
يك قطرهى باران كه از آسمان مىبارد ، فقط يك قطره نيست ؛ اين ، يك قطرهى باران است با دو تا ملائكه ! شما فقط يك قطرهى باران مىبينيد ولى دو تا ملائكهى محافظ ، آن را از ابر مىگيرند تا آن را در فلان ميلى متر و در فلان نقطهى جغرافيايى ، بر زمين بگذارند ! شايد هم در رأس همهى اينها ، جناب آقاى ميكاييل باشد .
بَلى وَ هُوَ الخَلّاقُ العَليم .
آرى ، خدا « خالق » است ، « خلّاق » هم هست . خلّاق صيغهى مبالغه است .
يس اسماى حسناى الهى (فارسى) — صفحة 404
مساهمون: السيد محمد تقي المدرسي
ص٤٠٤