جملهى معروفى است كه اوَّلُ الْعِلْمِ مَعْرِفَةُ الْجَبَّار . « 1 » روايت بودن اين عبارت براى ما ثابت نشده و آن را در هيچ كتاب روايتى نديدهايم ؛ امّا در هر صورت گفته شده است . بنده مىگويم :
اوَّلُ الْعِلْمِ وَ وَسَطُ الْعِلْمِ وَ آخِرُ الْعِلْمِ وَ حَقيقَة الْعِلْمِ مَعْرِفَةُ الْجَبَّارْ ؛
آغاز علم ، ميان علم ، پايان علم و حقيقت علم ، شناخت خداوند است .
علم چيزى جز خداشناسى نيست . « او » را بايد بشناسيم . آن وقت ، علم و معرفت به او و اسماء او ، به بقيّهى حقيقتها هم تراوش و سرايت مىكند ؛ حقيقتها را از راه او مىشناسيم .
تا خدا نباشد ، تا خدا را نشناسم ، چيزى نمىبينم . با چه چشمى ، با چه گوشى ، با چه احساسى ، با چه عقلى و با چه ايمانى ؟ همان ايمان و عقل و ارادهاى كه او داده ! لا حَوْلَ وَ لا قُوَّةَ الَّا بَاللَّه .
/ ب
تا نزديكى اسم اعظم !
اگر خواستيد روزى به نزديك « اسم اعظم » برسيد - به خودش نمىرسيم - بدانيد كه اين كلمه است :
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ وَ لا حَوْلَ وَ لا قُوَّةَ الَّا بَاللَّه الْعَلى الْعَظيمْ .
اين كلمه ، نزديكترين كلمهها به اسم اعظم است . اگر روزى خيلى در تنگنا قرار گرفتيد ، و مشكل جدّى پيدا كرديد ، اين ذكر را با توجّه تكرار كنيد .
يكى از حاضران : صد مرتبه !
آيت اللّه مدرّسى : ايشان مىگويند : « صد مرتبه » . من وِرْدهايش را نمىدانم . فقط چون واقعاً در روايات آمده است كه اين كلمه ، نزديك به اسم اعظم است ، بنده عرض كردم و اين را به عنوان هديهاى از من داشته باشيد .
هامش
( 1 ) - / اوَّلُ الْعِلْمِ مَعْرِفَةُ الْجَبَّار وَ آخَرُ الْعِلْمِ تَفْويضُ الْامِرِ الَيْهِ ؛ آغاز علم ، شناخت خداوند و انتهاىآن ، واگذار كردن كار به اوست .