تخطي إلى المحتوى الرئيسي

يس اسماى حسناى الهى (فارسى) — صفحة 347

مساهمون:

ص٣٤٧
« مگر كورى ؟ جلوى چشمت را نگاه كن ! » در واقع اگر يكى از اين دو نفر بينا باشد ، وقتى به هم مىرسند ، شخص بينا خود را كنار مىكشد تا با فرد نابينا برخورد نكند ؛ اما وقتى هر دو نابينا باشند ، برخورد و تزاحم به وجود مىآيد . تفسير و تأويل اين در زمان ما ، تعارض‌ها و برخوردهايى است كه در ميان انواع فلسفه‌ها و مكتب‌ها به وجود مىآيد و همين دعواها و تعارض‌ها دليل براين است كه هيچ كدام به حقيقت نرسيده‌اند و تنها راهى كه هدايت بشر را تضمين خواهد كرد ، راه خداوندى است كه به وسيله پيامبران به مردم بيان شده است . / ب

خدا نور است و نوربخش !

وَمَنْ لَم يَجعَل اللَّهُ لَهُ نُوراً فَما لَه مِن نُّورٍ ؛ « 1 » و هر كسى را كه خدا به او نور ندهد ؛ خودش داراى نورى نيست . مراد از نور ، همان بينش و روشن‌بينى است كه خداوند به انسان‌ها مىدهد و اگر خداى ناكرده كسى از اين نور و روشن‌بينى محروم شود ، در ظلمت و تاريكى جهل و نادانى گرفتار خواهد شد . خداى متعال در باره‌ى اين تاريكىها مىفرمايد : ظُلَماتٌ بَعضُها فَوقَ بعض : تاريكىهايى كه برخى بيشتر از ديگرى است . « 2 » نكته‌ى ديگر در ارتباط با اين آيات ، اشاره به نعمت‌هاى الهى است . يكى از نعمت‌هاى بزرگى كه خداى متعال به انسان ارزانى داشته ، چشم او است كه وسيله‌ى ديدن ظاهرى و معنوى مىباشد ؛ اما از آن جايى كه بحث اصلى در باره‌ى ايمان و كفر ، هدايت و گمراهى است نعمت حقيقى در اين مورد ، نعمت هدايت است كه به وسيله‌ى بصيرت و بينايى دل انسان به دست
هامش
( 1 ) - / نور ، 40 . ( 2 ) - / همان ، 40 .