تخطي إلى المحتوى الرئيسي

يس اسماى حسناى الهى (فارسى) — صفحة 349

مساهمون:

ص٣٤٩
وَالَّذينَ كَفَرُوا اولياؤهُمُ الطّاغُوت يُخْرِجُونَهُمْ مِنْ النُّورِ إِلَى الظُّلُمَاتِ « 1 » وكافران سرورشان طاغوت است كه ايشان را از روشنايى به سوى تاريكيها به در مىبرد . زيرا كه آن‌ها كسانىاند كه به دلشان مُهر زده شده كه هدايت و نور را درك نمىكنند . « خَتَمَ اللَّهُ عَلى قُلوبِهم » . « 2 »

مسخ چيست ؟

در آيه‌ى 67 مىخوانيم : وَ لَوْ نَشَاءُ لَمَسَخْنَاهُمْ عَلَى مَكَانَتِهِمْ . واگربخواهيم‌آن‌ها را در جاى خود مسخ مىكنيم ( و به مجسّمه هايى بى روح مبدّل مىسازيم ) . به مناسبت واژه‌ى « مسخ » به اين نكته دراين باره اشاره مىكنيم . چهار واژه‌ى هم وزن وجود دارد كه تفاوتى جزيى در معنا دارند . اين كلمات عبارتند از « رَسْخ » ، « فَسْخ » ، « مَسْخ » و « نَسْخ » . واژه‌ى « رسخ » به معناى اين است كه روح انسان در يك سنگ جايگزين شود . « مسخ » به معناى دميده شدن روح انسان در بوزينه است . « فسخ » متلاشى شدن روح انسان و از بين رفتن آن مىباشد . « نسخ » جدا شدن روح يك انسان و جاى گرفتن در بدن انسان ديگر است . اين چهار واژه ، چهار مكتب را به وجود آورده است . در ادامه‌ى آيه مىفرمايد : فَمَا اسْتَطَاعُوا مُضِيّاً وَ لَا يَرْجِعُونَ ؛ چنان مىكنيم كه توان حركت به پيش و پس را نخواهند داشت . برخى از مفسّرين در باره‌ى مسخ گفته‌اند كه خداوند آن‌ها را مسخ كرده و مىميراند ؛ يعنى در اين آيه مراد از واژه « مكانتهم » اين است كه آن‌ها بعد از
هامش
( 1 ) - / بقره ، 257 . ( 2 ) - / بقره ، 7 .