وَالَّذينَ كَفَرُوا اولياؤهُمُ الطّاغُوت يُخْرِجُونَهُمْ مِنْ النُّورِ إِلَى الظُّلُمَاتِ « 1 »
وكافران سرورشان طاغوت است كه ايشان را از روشنايى به سوى تاريكيها به در مىبرد .
زيرا كه آنها كسانىاند كه به دلشان مُهر زده شده كه هدايت و نور را درك نمىكنند . « خَتَمَ اللَّهُ عَلى قُلوبِهم » . « 2 »
مسخ چيست ؟
در آيهى 67 مىخوانيم :
وَ لَوْ نَشَاءُ لَمَسَخْنَاهُمْ عَلَى مَكَانَتِهِمْ .
واگربخواهيمآنها را در جاى خود مسخ مىكنيم ( و به مجسّمه هايى بى روح مبدّل مىسازيم ) .
به مناسبت واژهى « مسخ » به اين نكته دراين باره اشاره مىكنيم . چهار واژهى هم وزن وجود دارد كه تفاوتى جزيى در معنا دارند . اين كلمات عبارتند از « رَسْخ » ، « فَسْخ » ، « مَسْخ » و « نَسْخ » .
واژهى « رسخ » به معناى اين است كه روح انسان در يك سنگ جايگزين شود .
« مسخ » به معناى دميده شدن روح انسان در بوزينه است .
« فسخ » متلاشى شدن روح انسان و از بين رفتن آن مىباشد .
« نسخ » جدا شدن روح يك انسان و جاى گرفتن در بدن انسان ديگر است .
اين چهار واژه ، چهار مكتب را به وجود آورده است .
در ادامهى آيه مىفرمايد :
فَمَا اسْتَطَاعُوا مُضِيّاً وَ لَا يَرْجِعُونَ ؛
چنان مىكنيم كه توان حركت به پيش و پس را نخواهند داشت .
برخى از مفسّرين در بارهى مسخ گفتهاند كه خداوند آنها را مسخ كرده و مىميراند ؛ يعنى در اين آيه مراد از واژه « مكانتهم » اين است كه آنها بعد از
هامش
( 1 ) - / بقره ، 257 .
( 2 ) - / بقره ، 7 .