اگر خداوند بينش و عقل هدايتگر انسان را از او بگيرد ، انسان با يك ماشين بىفرمان كه حركتاش كنترل ندارد و به مقصدى نامعلوم حركت مىكند ، تفاوتى نخواهد كرد .
امروزه ، دنيا با پيشرفته شدن ابزارها و امكانات حركتى ، رو به رشد سريعى دارد ؛ چنان كه اتم را شكافته و به فضاى نامتناهى سفر كرده ، و عمق درياها را درمىنوردد . بحثهاى ژنتيكى را مطرح كرده و در شيوههاى خلقت دستكارى مىكنند ؛ اما اين پيشرفت ، كوركورانه و بىهدف است ؛ زيرا آن بينش انسانى را ندارد و در نهايت مقصدى معلوم و مشخصى ندارد . شاهد بر مدعا جنگهايى است كه به دست بشر به ظاهر پيشرفته انجام شده است .
مكتبها و فلسفههاى مختلف در مقابل هم ايستاده و مكتبهايى چون ليبراليسم و اومانيسم ، همديگر را به مبارزه مىطلبند ، يا در مسائل اقتصادى كشورها در پى نابودى يكديگرند ؛ همانند جنگ اقتصادى اى كه در آسياى دور ميان ژاپن ، مالزى و اندونزى وجود دارد يا درگيرىهاى اقتصادى كه بين قطبهاى مهم اقتصاد جهان اتفاق افتاده است .
اين گونه مشاجرات و كشمكشها دليل بر اين است كه انسان داراى عزم و ارادهاى قوى است ؛ منتهى اگر با بينش صحيح همراه نباشد ، ويرانگر خواهد بود .
از طرف ديگر ، افرادى از انسانها وجود دارند كه داراى بينش خوبى هستند ؛ اما آن عزم ، اراده و تحرّك براى بروز بينشهاى خود را ندارند ؛ لذا دچار عقبماندگى مىشوند .
اين دو نعمت الهى هستند كه انسان بايد براى رسيدن به كمال و سعادت از آن استفاده كند ؛ ولى خداى متعال در آيه 68 سوره ى يس اين هشدار را به بندگان مىدهد كه اين دو نعمت هميشگى نبوده و روزى آنها را از شما
يس اسماى حسناى الهى (فارسى) — صفحة 344
مساهمون: السيد محمد تقي المدرسي
ص٣٤٤