مسخ شدن كشته مىشوند ؛ ما هم گرچه به گفتههاى مفسّرين احترام مىگذاريم ؛ ولى نظر من در مورد آيه آن است كه مراد از مسخ ، تحوّل در انسان مىباشد .
منظور اين است كه از انسان مسخ شده ، اراده ، پويايى و بينش گرفته مىشود . اين جا معناى اعم و گسترده مسخ در نظر گرفته شده كه شامل مسخ ظاهرى و مسخ معنوى است و ما هم مسخ معنوى را مناسب موضوع بحث مىدانيم ؛ يعنى وقتى خداوند اراده و بينش را از انسان گرفت ، انسان موجودى پوچ و بىمحتوا خواهد شد كه هيچ حركتى از خود ندارد .
اين معنا در آيات ديگرى از قرآن هم بيان شده است ؛ آن جا كه مىفرمايد :
كَانَّهُم خُشُبٌ مُسَنَّدَه ؛ « 1 »
وقتى كه خدا نور هدايت را از كسى گرفت ، آن شخص همانند تكّه چوبى مىشود كه خشك شده و توان ايستادن و حركت ندارد .
در آيهى مورد نظر هم بحث اصلى در اين است كه انسانهاى بىارادهاى كه بينش صحيح ندارند ، درجا زده و توان حركت و رسيدن به كمال و سعادت را ندارند .
/ ب
آسيبپذيرى عُمر آدمى
وَ مَن نُعَمِّرْهُ نُنَكِّسْهُ فِي الْخَلْقِ .
در ادامهى آيات گذشته كه فرمود : برخى از انسانها در اثر بينش كم دچار گمراهى شده و مسخ گرديدند ؛ حال مىفرمايد كه اى انسان ! به عمر چندين سالهى خود مغرور نشو ؛ بعد از گذشتن مدّتى از عمرت تو را در زندگى شكسته مىكنيم . انسان جوان و قوى هيكلى را تصور كنيد كه در تمام
هامش
( 1 ) - / منافقون ، 4 .