تخطي إلى المحتوى الرئيسي

يس اسماى حسناى الهى (فارسى) — صفحة 336

مساهمون:

ص٣٣٦
پس اين ، همان عهد است . و خدا در اين عهد ، با ما صحبت كرده است . خدا به بابابزرگ ما هم كه آدم بود ، فرمود : / ب

سوگندِ باور شيطان !

اسْكُنْ أَنْتَ وَ زَوْجُكَ الْجَنَّةَ وَ كُلَا مِنْهَا رَغَداً حَيْثُ شِئْتَما ! « 1 » تو با همسرت در بهشت سكونت كن و از ( نعمت‌هاى ) آن از هر جا مىخواهيد ، گوارا بخوريد . هر جاى بهشت كه دوست دارى باش ! زنت هم كنارت ! در زير اين درخت‌ها خوش باشيد ! ولى : لَا تَقْرَبَا هَذِهِ الشَّجَرَةَ . « 2 » نزديك اين درخت نشويد ! يك دانه درخت را نشان داد و استثنا كرد و گفت : نزديك آن نرويد . شيطان آمد ! وَ قَاسَمَهُمَا إِنِّي لَكُمَا لَمِنَ النَّاصِحِينَ * فَدَلَّاهُمَا بِغُرُورٍ ؛ « 3 » براى آن‌ها سوگندِ باور ياد كرد كه من براى شما از خيرخواهانم و به اين ترتيب آن‌ها را با فريب ( از مقامشان ) فرود آورد . حال ، حضرت آيت‌اللَّه مدّرسى ، من هم يك جمله عرض كنم ؛ اينجا استفاده كنيم . / ب

بهشتى كه شيطان به آن مجوّز ورود داشت !

هامش
( 1 ) - / بقره ، 35 . ( 2 ) - / بقره ، 35 . ( 3 ) - / اعراف ، 21 - / 22 .