پس اين ، همان عهد است . و خدا در اين عهد ، با ما صحبت كرده است .
خدا به بابابزرگ ما هم كه آدم بود ، فرمود :
/ ب
سوگندِ باور شيطان !
اسْكُنْ أَنْتَ وَ زَوْجُكَ الْجَنَّةَ وَ كُلَا مِنْهَا رَغَداً حَيْثُ شِئْتَما ! « 1 »
تو با همسرت در بهشت سكونت كن و از ( نعمتهاى ) آن از هر جا مىخواهيد ، گوارا بخوريد .
هر جاى بهشت كه دوست دارى باش ! زنت هم كنارت ! در زير اين درختها خوش باشيد ! ولى :
لَا تَقْرَبَا هَذِهِ الشَّجَرَةَ . « 2 »
نزديك اين درخت نشويد !
يك دانه درخت را نشان داد و استثنا كرد و گفت : نزديك آن نرويد . شيطان آمد ! وَ قَاسَمَهُمَا إِنِّي لَكُمَا لَمِنَ النَّاصِحِينَ * فَدَلَّاهُمَا بِغُرُورٍ ؛ « 3 »
براى آنها سوگندِ باور ياد كرد كه من براى شما از خيرخواهانم و به اين ترتيب آنها را با فريب ( از مقامشان ) فرود آورد .
حال ، حضرت آيتاللَّه مدّرسى ، من هم يك جمله عرض كنم ؛ اينجا استفاده كنيم .
/ ب
بهشتى كه شيطان به آن مجوّز ورود داشت !
هامش
( 1 ) - / بقره ، 35 .
( 2 ) - / بقره ، 35 .
( 3 ) - / اعراف ، 21 - / 22 .