قرآن به اين شكل بيان كرده ونهج البلاغة آن گونه !
/ ب
بتپرستى احمقانه است و هوىپرستىْ نابود كننده !
آقاى فلسفى مىفرمود :
« بتپرستى خرّيت است ؛ امّا هوىپرستى آدمكشى دارد ، غارت دارد ، پيامبركُشى و امامكشى دارد و . . . ولى آدمى كه بت دارد ، گوساله را مىپرستد ، اين پيداست : حمار است كه دنبال گوساله مىرود ! »
اين بيان ايشان بود . امّا اگر آدم هوىپرست شد ، آن وقت تمام بلاها از او سرچشمه مىگيرد .
حال ، آيه هم كه فرموده : « و مگر ما عهد و پيمان از شما نگرفتيم كه شيطان را عبادت نكنيد ؟ »
هيچ كس در عالم پيدا نمىشود كه بگويد : « شيطان خداى من است ! » منظور از عبادت در اينجا اطاعت و پيروى است ؛ شرك در اطاعت است .
در درس هاى قبل به اين آيه اشاره شد :
اتَّخَذُوا أَحْبَارَهُمْ وَ رُهْبَانَهُمْ أَرْبَاباً مِن دُونِ اللَّهِ وَ الْمَسِيحَ ابْنَ مَرْيَمَ وَ مَا أُمِرُوا إِلَّا لِيَعْبُدُوا إِلَهاً وَاحِداً ؛ « 1 »
( آنها ) دانشمندان و راهبان خويش را معبودهايى در برابر خدا قرار دادند و ( همچنين ) مسيح فرزند مريم را ؛ در حالى كه دستور نداشتند جز خداوند يكتايى را كه معبودى جز او نيست ، بپرستند .
اينها دنبال افرادى رفتند و آنها برايشان « إله » شدند و از آنها اطاعت كردند .
حال آيا اين عهد و پيمانى كه خدا گرفت ، همان يَا بَنِيآدَمَ لَايَفْتِنَنَّكُمُ الشَّيْطَانُ است ؟ چون صريح قرآن است : اى فرزندان آدم ، شيطان فريبتان ندهد ؛ كَمَا أَخْرَجَ أَبَوَيْكُم مِنَ الْجَنَّةِ ؛ آن گونه كه پدر و مادر شما را از بهشت بيرون كرد . « 2 »
هامش
( 1 ) - / توبه ، 31 .
( 2 ) - / اعراف ، 27 .