تخطي إلى المحتوى الرئيسي

يس اسماى حسناى الهى (فارسى) — صفحة 338

مساهمون:

ص٣٣٨
فرمودند ، خواستم از امير مؤمنان ارواح العالمين له الفداء عرض كنم . از امام باقر عليه السلام روايت شده كه رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود : خداى عزّوجلّ فرمايد : وَ عِزَّتى وَ جَلالى وَ عَظَمَتى وَ كِبْرِيايى وَ نُورى وَ عُلُوِّى وَ ارْتِفاعِ مَكانى لا يُؤثِرُ عَبْدٌ هَواهُ عَلى هَواىَ الَّا شَتَتُّ عَلَيْهِ امْرَهُ وَ لَبَّسْتُ عَلَيْهِ دُنْياهُ وَ شَغَلْتُ قَلْبَهُ بِها وَ لَمْ أوتِهِ مِنْها الّا ما قَدَّرْتُ لَهُ « 1 » هيچ بنده‌اى هواى خود را بر هواى من مقدم نمىدارد مگر اين كه بيچاره‌اش خواهم كرد ؛ گرفتار خواهد شد ؛ مشغول دنيايش مىسازم و اولين بلا هم كه بر سرش مىآورم ، أَنْزَعُ حَلَاوَةَ مُنَاجَاتى « 2 » لذّت عبادت را از او مىگيرم ، ديگر نه از نماز لذّت مىبرد ، نه از روزه لذّت مىبرد و نه از قرآن ! خدا شاهد است خود قرآن خواندن - بعضى از وقت‌ها - آن چنان لذّت دارد ! آدم را مىگيرد ! جمله‌اى را هم آقا فرمودند كه اگر انسان تقوا داشته باشد و دنبال شيطان نرود ، خدا به او چراغ مىدهد ، امير مؤمنان - روحى له الفداء - در توصيف سالك راه خداوند سبحان فرموده است : « 3 »
هامش
( 1 ) - / سوگند به عزّت و جلال خودم و بزرگى و كبريايىام و نور و برترى مقامم كه هيچ بنده‌اى خواسته‌ى خود را بر خواسته‌ى من مقدّم ندارد جز اين كه كارش را پريشان كنم و دنيايش را درْ هم سازم و دلش را به آن مشغول كنم و از دنيا به او ندهم ؛ جز آن چه برايش مقدّر كرده‌ام . ( اصول كافى ، ج 4 ، كتاب ايمان و كفر ، باب اتباع‌الهوى ، حديث 2 ، ترجمه‌ى سيد هاشم رسولى . ) ( 2 ) - / اصول كافى ، ج 1 ، كتاب فضل العلم ، باب المستأكل بعلمه والمباهى به ، حديث 4 . ( 3 ) - / قَدْ احْيا عَقْلَهُ وَاماتَ نَفْسَهُ ، حَتّى دَقَّ جَليلُهُ ، وَلَطُفَ غَليظُهُ ، وَبَرَقَ لَهُ لامِعٌ كَثيرُ البرقِ ، فَأبانَ لَهُ الطَّريقَ ، وَسَلَكَ بِهِ السَّبيلَ ، وَتَدافَعَتهُ الْابْوابُ الى بابِ السَّلامَةِ ، وَ دارِالاقامَةِ ، وَثَبَتَتْ رِجْلاهُ بِطُمأنينِةِبَدَنِهِ فى قَرارِ الامْنِ وَالْرَّاحِةِ ، بِما اسْتَعْمَلَ قلبه ، وَارْضى رَبَّهُ . عقل خود را زنده كرد ونفس اماره خود را كشت تا اين كه اعضاى بزرگ ونيرومند او باريك شد ودرشتى و خشونت او لطيف گشت وبارقه‌ى روشنى كه درخشش زيادى دارد ، درون او درخشيد ، پس راه را روشن نمود ، با آن روشنايى سلوك در راه را پيش گرفت ودرهايى گوناگون او را پيش راندند تا به در سلامت ( از آفات راه ) رسيد و قدم به سراى اقامت جاودانه نهاد وقدم‌هاى او با آرامش بدنش در قرارگاه امن وآسايش ، ثابت گشت . ( اين سعادت جاودانى ) در نتيجه اشتغال قلبش به ذكر خدا و خشنود ساختن پروردگارش نصيبش گشت . ( نهج البلاغة ، ترجمه ى علامه جعفرى ، خطبة 220 ) .