مَا اتَّخَذَ اللَّهُ مِنْ وَلَدٍ وَمَا كَانَ مَعَهُ مِنْ إِلَهٍ إِذاً لَذَهَبَ كُلُّ إِلَهٍ بِمَا خَلَقَ وَلَعَلَا بَعْضُهُمْ عَلَى بَعْضٍ سُبْحَانَ اللَّهِ عَمَّا يَصِفُونَ ؛ « 1 » « إله » به معناى خالق درنظر گرفته شده است .
حضرت آيت اللّه آقاى مدرّسى در بارهى شيطان و نفوذ شيطان در وجود انسان صحبت كردند . مولاى متّقيان امير مؤمنان عليه السلام در اين زمينه خطبهاى دارند كه خيلى جالب است . آقايان به نهجالبلاغه مراجعه مىكنند و به طور مفصّل و مشروح مطالعه مىكنند و انشاءاللّه آن را حفظ مىكنند ؛ خيلى عالى است . « 2 »
/ ب
جوجهگزارى شيطان در سينهى برخى كسان ! /
افرادى كه با امير مؤمنان جنگ كردند ؛ اذيّت كردند ؛ آزار نمودند ؛ آنها
هامش
( 1 ) - / مؤمنون ، 91 : ( خدا هرگز فرزندى براى خود انتخاب نكرده و معبود ديگرى با او نيست ؛ كه اگر چنين مىشد ، هر يك از خدايان ، مخلوقات خود را تدبير واداره مىكردند و بعضى بر بعضى ديگر برترى مىجستند ( وجهان هستى به تباهى كشيده مىشد ) . منزّه است خدا از آنچه آنان توصيف مىكنند ! )
( 2 ) - / متن كامل خطبه چنين است : اتخذوا الشيطان لامرهم ملاكاً ؛ واتخذهم له اشراكا ، فباض وفرخ فى صدورهم ، ودب ودرج فى حجورهم ، فنظر باعينهم ونطق بالسنتهم ، فركب بهم الزلل وزين لهم الخطل ، فعل من قد شركه الشيطان فى سلطانه ونطق بالباطل على لسانه ؛ ( نهج البلاغة ، خطبه 7 ) .
مردمى هستند كه شيطان را تكيه گاه در شؤون زندگى خود قرار دادند و شيطان هم آنان را در پليدى و فريبندگى شركاى خود نمود . اين موجود پليد ، درون سينههاى آنان تخم گذارد و جوجه درآورد و حركت كرد و تدريجاً در آغوش آنان نشست . آن مطرود ازل وابد با چشمان آنان مىنگرد و با زبانهايشان سخن مىگويد . نتيجه اين شد كه آنان را مركبى براى راندن در لغزشگاهها نمود و خطا و انحراف را در ديدگاه آنان بياراست . در زندگى ، رفتار كسى را در پيش گرفتند كه شيطان او را در سلطه ى خويش شريك نموده است و باطل را از زمانش بيرون بياورد . ( نهج البلاغة ، خطبه ى 7 ، ترجمه ى علامه محمّد تقى جعفرى ) .