تخطي إلى المحتوى الرئيسي

يس اسماى حسناى الهى (فارسى) — صفحة 315

مساهمون:

ص٣١٥
بودن شيطان پى مىبرد .

« جِبِلّ » انبوهى از انسان‌هاى بىارزش !

گفته‌اند « جِبِلّ » ، هم‌خانواده با « جَبَل » است . جَبَل چيست ؟ جَبَل ، انبوه سنگ است . و جِبِلّ ، انبوه بشر است . امّا ، چرا خدا جِبِلّ گفته است و در اين جا از « طائفه » ، « فريق » ، « امّه » ، « شعب » ، « جماعة » و يا كلمات ديگر استفاده نشده است ؟ شايد براى اين كه خداوند بى ارزش بودن اين‌ها را بيان كند . اين‌هايى كه دنبال شيطان رفتند ، انبوهى از انسان‌هاى بىسواد ، بىخرد و بىتوجّه هستند كه ارزشى ندارند تا به آن‌ها « بشر » ، « شعب » ، « جماعت » و مانند آن گفته شود . اين‌ها كلّى از انسان‌ها هستند كه در روايات حضرت امير عليه السلام به هَمَجٌ رَعاع تعبير شده‌اند . « 1 » هَمَجٌ رَعاع - / در يكى از معناهايش - / پشه‌هايى هستند كه در تابستان جمع مىشوند و توده‌اى را تشكيل مىدهند . ناگهان مىآيند و مىروند . در رواياتى ديگر به « غوغا » تعبير شده است : أَلْغَوْغَاءُ ، قَتَلَة الْأَنبِيَاءِ ؛ « 2 » مردمان سفله و پست ، قاتلان پيامبران هستند . معناى لغوى « غوغاء » ملخ انبوه مىباشد . غوغاء ، يك مشت از افراد بىسوادى هستند كه همان‌ها حضرت امير را خانه نشين كردند ؛ و امام حسين عليه السلام را شهيد كردند ؛ و . . . در تفسير كلمه‌ى « جِبِلّ » به نظر بنده آمد كه چرا از اين كلمه استفاده شده است و نه از كلمه‌هاى ديگر ؟ اگر چه جَبَلْ به معناى كوه است و جِبِلّ را هم به بيش از ده هزار نفر گفته‌اند ، امّا مىخواهم بگويم :
هامش
( 1 ) - / نهج‌البلاغه ، قصارالحكم ، 147 - 2 . ( 2 ) - / الأمالى ، شيخ طوسى ، ص 613 .