( آنها ) دانشمندان و راهبان خويش را معبودهايى در برابر خدا قرار دادند و ( همچنين ) مسيح فرزند مريم را ؛ در حالى كه دستور نداشتند جز خداوند يكتايى را كه معبودى جز او نيست ، بپرستند . او پاك و منزّه است از شريكى كه براى او قائل مىشوند !
اينها دانشمندان و راهبان خودشان را ارباب قرار دادند ؛ در صورتى كه آنها به عبادتِ فقط يك خدا ، امر شده بودند . معلوم است كه اينان راهبان را به عنوان خدا گرفتهاند . بعد امام صادق عليه السلام فرمودند :
« اينها در مقابل راهبان به سجده و ركوع نيفتادند ، بلكه از آنها اطاعت كردند . » . اين شرك در عبادت است نه شرك در ذات . خود شيطان هم اگر كافر شده ، منكر خدا نبود بلكه از اطاعت خدا سرپيچى كرد . « 1 »
بنابراين ، اگر اشكال شود كه مردم ، شيطان را عبادت نكردند ، مىگوييم :
شرك در طاعت است ؛ كلمهى عبادت در قرآن به معنى شرك در طاعت آمده است . » . در همان روايت ذكر شده است كه آنها احَلُّوا حَراماً وَ حَرَّمُوا حَلَالًا ، فَاطَاعُوهُمْ ؛ حرامى را حلال و حلالى را حرام كردند و آنها اطاعت كردند ؛ و قرآن آنها را به عنوان « إله » و « ربّ » معرّفى كرده است .
يكى از حاضران : فَعَبَدُوهُمْ مِنْ حَيْثْ لَا يَشْعُروُنْ .
حاج آقاى رحمانى : فَعَبَدُوهُمْ مِنْ حَيْثْ لَا يَشْعُروُنْ حتّى ما مىبينيم كه بتپرستها هم منكر خدا نبودهاند ؛
« أَلَا للَّهِ الدِّينُ الْخَالِصُ وَ الَّذِينَ اتَّخَذُوا مِنْ دُونِهِ أَوْلِيَاءَ مَا نَعْبُدُهُمْ إِلَّا لِيُقَرِّبُونَا إِلَى اللَّهِ زُلْفَى ؛ « 2 »
آگاه باشيد كه دين خالص از آن خداست و آنها كه غير خدا را اولياى خود قرار دادند ، ( دليلشان اين بود كه ) اينها را نمىپرستيم ، مگر به خاطر اينكه ما را به خداوند نزديك كنند .
هامش
( 1 ) - / تفسير عياشى ، ج 2 ص 86 و تفسير صافى ، ج 2 ، ص 336 .
( 2 ) - / زمر ، 3 .