در آيهى ديگر دارد :
أَرَأَيْتَ مَنِ اتَّخَذَ إِلهَهُ هَوَاهُ ؛ « 1 »
آيا ديدى كسى را كه هواى نفسش را معبود خود برگزيده است ؟ !
منظور از « إله » معبود است . چگونه مىشود كه هوى ، معبود مىشود ؟ آيا فردْ به هواى خود سجده مىكند ؟ عبادت هوى چگونه است ؟ بىشك منظورْ پيروى كردن از هوى است و نه سجده بر آن .
شيطانِ مخفى و مُستتِر
من مطلبى در ذهنم هست كه مىخواهم در اين جمع علما ، مطرح كنم و در يك فرصتى در بارهى آن بحث شود .
از ظاهر آيات قرآن پيداست كه شيطان يك موجود ناپيدا ولى شناخته شده براى انسان است . از جمله ، همين آيه است :
أَلَمْ أَعْهَدُ إِلَيْكُمْ يَا بَنِىآدَمَ أَنْ لّا تَعْبُدُوا الشَّيْطَان ؟
حالْ اين عهد در عالم ذرّ بوده ، يا فطرت است يا وجدان است يا پيغمبرها فرمودند - هر چه باشد - اين شيطانى كه به ما گفتهاند او را عبادت نكنيد ، بايد يك چيز واضح و روشنى باشد . در حالتى كه ما خيلى از وقتها مىبينيم اين شيطان كذايى ، واضح نيست ! در حقيقت ، نه اينكه واضح نيست ، خودمان را به اين مىاندازيم كه شيطان برايمان واضح نيست .
از اين پيدا مىشود كه « بالأخره » شيطان موجودى است كه هر كسى مىتواند او را به آسانى بشناسد و القاءها و وسوسههاى او را بفهمد ؛ و اگر كسى بگويد من نفهميدم ، در حقيقت خود ، در نفهميدن وسوسههاى شيطان مقصّر است .
در قرآن ، آيات زيادى است كه شيطان رابه ما معرّفى مىكند و صفات او را
هامش
( 1 ) - / فرقان ، 43 .