/ ب
عهد الَسْت ؛ عهدشكنى آدم ؛ تعهُّد ما !
أَلَمْ أَعْهَدْ إِلَيْكُمْ يَابَنِي آدَمَ أَنْ لَّا تَعْبُدُوا الشَّيْطَانَ إِنَّهُ لَكُمْ عَدُوٌّ مُّبِينٌ ؛
مگر من با شما عهد نكردم كه دنبال شيطان نرويد ؟ ! مگر من شيطان را به شما نشناساندم ؟ ! مگر نفهميديد و او را نشناختيد ؟ !
بنده در اينجا ميخواهم سؤالى را مطرح كنم :
عهد خدا با انسان ، چه عهدى است ؟
اين عهد ، وجدان وفطرت است ؟ ؛ عهدى است كه پيغمبرها آوردند ؟
امّا ظاهراً آن عهدى كه براى تمام فرزندان آدم هست ، همان عهدِ عالمِ الَسْت و « عالمِ ذرّ » است . اين عهد ، عهدى است كه تمام فرزندان آدم در آن شركت دارند و بعيد به نظر مىرسد كه اين عهد ، فقط همان وجدان ، عقل و مانند آن باشد . گرچه اين موارد هم مواردِ حسّاسى است و خدا وجدان وفطرت انسان را حاكم بر خودش قرار داده ؛ در خصوص فطرت فرموده :
فِطْرَةَ اللَّهِ الَّتِي فَطَرَ النَّاسَ عَلَيْهَا . « 1 »
اين فطرتى است كه خداوند ، انسانها را بر آن آفريده . . .
و همچنين عقل انسان ، در آيهى 62 سوره ى يس مورد توجه است كه :
أَفَلَمْ تَكُونُوا تَعْقِلُونَ ؟ ؛ امّا آنچه از كلمهى « عهد » در زبان عربى فهميده مىشود ، اين است كه عدّهاى نشسته باشند و با هم گفتوگويى كرده باشند و حرف و صحبتى در ميان باشد .
در آيههاى 172 و 173 سورهى اعراف مىخوانيم :
« وَإِذْ أَخَذَ رَبُّكَ مِنْ بَنِي آدَمَ مِنْ ظُهُورِهِمْ ذُرِّيَّتَهُمْ وَأَشْهَدَهُمْ عَلَى أَنفُسِهِمْ أَلَسْتُ بِرَبِّكُمْ قَالُوا بَلَى شَهِدْنَا أَنْ تَقُولُوا يَوْمَ الْقِيَامَةِ إِنَّا كُنَّا عَنْ هَذَا غَافِلِينَ * أَوْ تَقُولُوا إِنَّمَا أَشْرَكَ آبَاؤُنَا مِنْ قَبْلُ وَكُنَّا ذُرِّيَّةً مِنْ بَعْدِهِمْ أَفَتُهْلِكُنَا بِمَا فَعَلَ الْمُبْطِلُونَ » .
هامش
( 1 ) - / روم ، 30 .