تخطي إلى المحتوى الرئيسي

يس اسماى حسناى الهى (فارسى) — صفحة 308

مساهمون:

ص٣٠٨
/ ب

عهد الَسْت ؛ عهدشكنى آدم ؛ تعهُّد ما !

أَلَمْ أَعْهَدْ إِلَيْكُمْ يَابَنِي آدَمَ أَنْ لَّا تَعْبُدُوا الشَّيْطَانَ إِنَّهُ لَكُمْ عَدُوٌّ مُّبِينٌ ؛ مگر من با شما عهد نكردم كه دنبال شيطان نرويد ؟ ! مگر من شيطان را به شما نشناساندم ؟ ! مگر نفهميديد و او را نشناختيد ؟ ! بنده در اينجا ميخواهم سؤالى را مطرح كنم : عهد خدا با انسان ، چه عهدى است ؟ اين عهد ، وجدان وفطرت است ؟ ؛ عهدى است كه پيغمبرها آوردند ؟ امّا ظاهراً آن عهدى كه براى تمام فرزندان آدم هست ، همان عهدِ عالمِ الَسْت و « عالمِ ذرّ » است . اين عهد ، عهدى است كه تمام فرزندان آدم در آن شركت دارند و بعيد به نظر مىرسد كه اين عهد ، فقط همان وجدان ، عقل و مانند آن باشد . گرچه اين موارد هم مواردِ حسّاسى است و خدا وجدان وفطرت انسان را حاكم بر خودش قرار داده ؛ در خصوص فطرت فرموده : فِطْرَةَ اللَّهِ الَّتِي فَطَرَ النَّاسَ عَلَيْهَا . « 1 » اين فطرتى است كه خداوند ، انسانها را بر آن آفريده . . . و همچنين عقل انسان ، در آيه‌ى 62 سوره ى يس مورد توجه است كه : أَفَلَمْ تَكُونُوا تَعْقِلُونَ ؟ ؛ امّا آنچه از كلمه‌ى « عهد » در زبان عربى فهميده مىشود ، اين است كه عدّه‌اى نشسته باشند و با هم گفت‌وگويى كرده باشند و حرف و صحبتى در ميان باشد . در آيه‌هاى 172 و 173 سوره‌ى اعراف مىخوانيم : « وَإِذْ أَخَذَ رَبُّكَ مِنْ بَنِي آدَمَ مِنْ ظُهُورِهِمْ ذُرِّيَّتَهُمْ وَأَشْهَدَهُمْ عَلَى أَنفُسِهِمْ أَلَسْتُ بِرَبِّكُمْ قَالُوا بَلَى شَهِدْنَا أَنْ تَقُولُوا يَوْمَ الْقِيَامَةِ إِنَّا كُنَّا عَنْ هَذَا غَافِلِينَ * أَوْ تَقُولُوا إِنَّمَا أَشْرَكَ آبَاؤُنَا مِنْ قَبْلُ وَكُنَّا ذُرِّيَّةً مِنْ بَعْدِهِمْ أَفَتُهْلِكُنَا بِمَا فَعَلَ الْمُبْطِلُونَ » .
هامش
( 1 ) - / روم ، 30 .