است . گرسنه است . وقتى سير مىشود ، اين يك نعمت است . تشنه است .
وقتى كه سيراب شود ، اين يك نوع نعمت است . خوابش مىآيد . وقتى مىخوابد ، آرام مىشود و اين نعمتى است . ظاهراً در بهشت اينگونه نعمتها نيست . چون در آنجا گرسنگى ، تشنگى ، خوابآلودگى و خستگى وجود ندارد . پس نعمت از نوع رفع كمبود و نقص در بهشت وجود ندارد . در آنجا نعمتهايى است كه رفع نقص و كمبود نيست ؛ بلكه نعمت « افزودنى » است . نعمت افزودنى ، يعنى چه ؟
يعنى من دو ساعت خوابيدهام و از من رفع خستگى شده است ؛ ولى فرصت دارم و مشكلى هم نيست ؛ لذا يك ربع ديگر هم بعد از آن مىخوابم .
از نظر نياز به خواب ، سيرِ خواب شدهام ؛ ولى اين يك ربع اضافه را « اضافه بر سازمان ! » مىخوابم . يا غذا خوردهام و سير شدهام ؛ ولى مىآيم نوعى ميوه يا دسر را بعد از غذا مىخورم ؛ نه به دليل اينكه گرسنه هستم ؛ بلكه به انگيزهى لذّتبردن و بس ! اين كه اشكال ندارد . آب خوردهام و سيراب شدهام ؛ ولى يك استكان چاى مطبوع هم بياورند ، مىنوشم ! هوا سرد است ، مىچسبد ! اين هم نوعى برخورد با مقولهى خوردن و آشاميدن است كه صِرفاً نياز بدن براى استمرار حيات در آن لحاظ نشده ؛ بلكه هدف از آن لذّت و تفريح است . بهشت يكى از انواع نعمتهايش چنين حالتى دارد .
/ تمهيد ي كل الحقوق محفوظه توچه الحمد لله فهرس نعمتى در بهشت وجود دارد كه نعمتِ عاطفهى انسان است . انسان داراى يك بدن و احساسات و عقل است . چيزهايى مربوط به بدن انسان است : خورد و خوراك ، استفادههاى جنسى و . . .
يك سرى از نعمتها ، مربوط به عاطفهى انسان است . اين نعمتها بالاتر است . اگر انسان جايى تنها نشست و چلوكبابى خورد ، مزّهاش بيشتر است يا اينكه به جايى دعوتش كنند و با رفقايش بگويند و بخندند و گپ بزنند ؟
يس اسماى حسناى الهى (فارسى) — صفحة 290
مساهمون: السيد محمد تقي المدرسي
ص٢٩٠