تخطي إلى المحتوى الرئيسي

يس اسماى حسناى الهى (فارسى) — صفحة 287

مساهمون:

ص٢٨٧
وُجُوُهٌ يُؤْمَئِذٍ نّاضِرَةٌ ، إِلىَ رَبّهَا نَاظِرَةٌ . « 1 » « شُغل » بهشتيان اين است كه با چهره‌هايشان به خدا بنگرند . مبادا خيال كنى كه شغل ، از اين شغل‌هاى دنياست ! خير ، شغلى است كه « فاكِه » است ؛ لذّت‌بخش است ؛ معرفت‌زاست . « فاكِه » - به معناى ميوه - در آيه‌هاى بعدى ذكر شده و در اينجا « فاكِه » ، در حقيقت توضيحى براى « شُغُل » مىباشد . جواب از يك سؤال مقدّر است كه ممكن است كسى بپرسد : اين چه شغلى است ؟ مىگويد : اين شغل براى افزايش معرفت است ؛ نه براى رسيدن به اهدافى مشابهِ آنچه در دنيا براى نيل به آن ، شغل اختيار مىكنند . در بهشت ، هر لحظه معرفت بهشتيان بالاتر و بالاتر مىرود . شاهد اين مطلب آن است كه در آيه ى 58 مىخوانيم : سَلَامٌ قَوْلًا مِن رَبٍّ رَّحِيمٍ . بر آنها سلام ( ودرود الهى ) است ؛ اين سخنى است از سوى پروردگارى مهربان . بعضى از مفسّرين گفته‌اند : بهشتيان يك وقت مىبينند نورى مىتابد . همه متحيّر مىشوند . يعنى وقتى مردم در بهشت ، يك ذرّه احساس خستگى مىكنند ، نورى كه تا به حال نديده‌اند و در آن جلوه‌ى تازه‌اى از خداست ، بر آن‌ها مىتابد . ؛ اين روايت را آلوسى و ديگران نقل كرده‌اند . « 2 » بنابر اين ، ما « فاكِه » را در فىِ شُغُلٍ فَاكِهُون ، كسى كه از ميوه‌هاى مادّى بهره‌مند است ، معنا نمىكنيم ؛ بلكه منظور لذّت و لذّت‌بخشى است . اگر به ميوه هم « فاكهه » مىگويند ، چون لذّت‌بخش است . تعبير فُكاهيّات هم حتّى در فارسى به‌كار مىرود ؛ در حالى كه منظور ، ميوه نيست ! افرادى كه كنار هم
هامش
( 1 ) - / قيامة ، 22 - / 23 : ( در آن روز ، صورت‌هايى شاداب و مسرور است و به پروردگارش مىنگرد . ) ( 2 ) - / تفسير ابن كثير ، ج 3 ، ص 583 ، و : الدرالمنثور ، ج 5 ، ص 266 .
يس اسماى حسناى الهى (فارسى) — صفحة 287 | السيد محمد تقي المدرسي