نشستهاند و حرفهايى مىزنند كه سرور و خرسندى و شادى مىآورد ، به اين حرفهاى مطايبهآميز و فرحبخش ، فُكاهيّات مىگويند . فكاهيّات چيزهايى است كه به انسان نشاط مىدهد .
در بهشت هم شغل هست ؛ امّا نه شغل مادّى . شغلِ فاكِه يعنى مشغوليّت لذّتآور . / بجنّتنشينان / ، آن به آن لذّتشان بيشتر مىشود و معرفتشان بالاتر مىرود .
كلمهى « فاكهه » ى بهكاررفته در آيهى 57 را « ميوه » معنا مىكنيم و اين باعث مىشود كه تفاوتى در بين باشد . و گرنه معنا ندارد كه پشت سر هم ، اينجا بگوييم : « فاكِهون » ؛ آنجا هم بگوييم : « فاكهة » . فاكهون در اينجا ، وصفِ شُغل و روشنگر معناى آن است ؛ يعنى خيال نكنيد كه شغل بهشتيان ، مادّى و جانكاه و توأم با مرارت و خستگى است ؛ خير ! اين شُغل ، شادىآفرين و مسرّتبخش است .
هر چه از دوست مىرسد ، نيكوست !
يكى از حاضرين : مطلبى كه ذكر فرموديد بسيار عالى است ؛ ولى خوب است كمى آن را توسعه دهيم . آنچه شما فرموديد ، مربوط به انسانهاى كامل است . در بهشت همه نوع نعمت وجود دارد :
عَلَى سُرُرٍ مَوْضُونَةٍ ، مُتَّكِئِينَ عَلَيْهَا مُتَقَابِلِينَ ، يَطُوفُ عَلَيْهِمْ وِلْدَانٌ مُخَلَّدُونَ . « 1 »
و بعد در جاى ديگر مىفرمايد :
وَ رِضْوَانٌ مِّنَ اللَّهِ أَكْبَرُ .
آن انس با خدا و لقاء و ديدار خدا كه خدا بر مؤمن تجلّى مىكند و حالاتى
هامش
( 1 ) - / واقعه ، 15 - / 17 : ( آنها [ مقرّبان ] بر تختهايى كه صفكشيده و به هم پيوسته است ، قرار دارند ؛ در حالى كه بر آن تكيه زده و روبهروى يكديگرند ! نوجوانانى جاودان ، پيوسته گرداگرد آنان مىگردند . )