كه براى او رخ مىدهد ، مربوط به كسانى است كه براى نيل به مقامات عالى تربيتشدهاند . ولى ابعاد و لذّتهاى ديگرى هم دارند . نعمت مستدامى كه از آن برخوردارند ، شامل خوردن و آشاميدن و / بمجالست و مؤانست با حورالعينها - / كه تعبير دنيوى و آشناى ما تمتّعات جنسى است / - / هم مىشود . البتّه لذّت اين خوردن و آشاميدن در آنجا بيشتر به خاطر آن است كه / باز دست محبوب مىرسد و هر چه از دوست مىرسد ، نيكوست ! /
استاد رحمانى : آقاى جبرئيل ( از دوستان جلسه ) كه خدمتشان نشسته بوديم ، آهسته فرمود : اين فى شُغُلٍ فَاكِهُون مربوط به دختران آن جاست ! خوب كسى هم جبرئيل را رد كند ، جايش معلوم است كجاست ديگر ! ما هم معتقد به اين حرف آقاى جبرئيل هستيم ! / بو به هر حال : اللّهم ارزقنا ! /
آقاى جبرئيل : بنده از قول امام صادق عليه السلام گفتم . از خودم نگفتم !
جواب : به هر حال استمتاع از زن هم يكى از نعمتهاست .
يكى از حاضران : آيا اين فى شُغُلٍ را متعلّق به « فاكهون » بگيريم ؟
آيت الله مدرّسى : ببينيد ! در عبارت إِنَّ أَصْحَابَ الْجَنَّةِ الْيَوْمَ فى شُغُلٍ فَاكِهوُنَ « اصْحابَ الجَنّة » اسم « انَّ » مىباشد . « فى شُغُل » هم خبر آن است .
« فاكهون » صفت است و موصوفْ معناى « فى شُغُل » مىباشد ؛ و چون خبر « انَّ » مرفوع است ، « فاكهون » هم كه صفت براى خبر است ، مرفوع است .
مىتوانيم « فاكهون » را « خبر بعد از خبر » هم بگيريم .
/ ب
نعمتهاى « افزودنى » و « اضافه بر سازمانِ » بهشت /
من مىخواهم مطلبى را كه حاج آقاى رحمانى فرمودند ، كمى باز كنم .
براى انسان ممكن است چند نوع نعمت تصوّر شود :
يك نوع از نعمتها ، نعمتهايى است كه كمبودها ، نقصها و خلأها را جبران مىكند . انسان درد دارد . وقتى درد ساكت شود ، خودش يك نعمت