پايينتر از خود شخص باشد ؛ ولى به شفاعت آن شخص و براى رضايت دل او ، خدا اينها را به عنوان ميهمان به آن درجات بالاتر مىبرد و به او ملحق مىگرداند ؛ بدون اينكه در ازاى اين كار ، از درجهى او چيزى بكاهد .
سؤال : مىگويند : بالايىها پايين مىآيند ؛ ولى پايينىها ، نمىتوانند بالا بروند .
جواب : مىگويم شايد ! ولى به احتمال قوى ، همين باشد ؛ چون اگر ذريّهى مزبور ، خود اهل بهشت باشد ، اهل بهشت هستند و ديگر الحاق معنا نخواهد داشت .
سؤال : منظور از ذرّيه ، كسانى هستند كه هنوز بالغ نشدهاند .
جواب : حالا ما تا اينجا عقلمان رسيده است .
سؤال : سؤال من در بارهى « صيحه » و « صور » است كه در آيههاى قبل در بارهى آنها صحبت شد . اگر در اين آيهها دقت كنيم ، به اين نتيجه مىرسيم كه « صيحه » براى ميراندن و « صور » براى زنده كردن مىباشد .
استاد رحمانى : « صيحه » عمل صوُر است . هم در موقع ميراندن و هم در موقع زنده كردن ، در « صور » دميده مىشود . بنابراين ، « صور » فقط براى احيا نيست و ميراندن و زنده كردن ، هر دو به وسيلهى « دميدن در صور » انجام مىگيرد .
/ ب
شغل جنّتنشينان ، ملالآور و جانكاه نيست /
در آيهى شريفهى فى شُغُلٍ فَاكِهُون منظور از « شُغُل » چيست ؟
به نظر مىرسد كه « شُغُل » - / / ببا توجّه به پيشْپنداشتى كه از مشاغل دنيوى داريم / - / امرى توأم با سختى و زحمت و اذيّت است ؛ امّا منظور اين نيست .
در آيات ديگر قرآن مىخوانيم :