خودش ، بيشتر از حورالعين انس دارد . در تفسير آيههايى همچون :
وَ فُرُشٍ مَرْفُوعَةٍ ، إِنَّا أَنشَأْنَاهُنَّ إِنْشَاءً ، فَجَعَلْنَاهُنَّ أَبْكَاراً . « 1 »
يكى از احتمالاتى كه مفسّرين در خصوص اين آيات از سورهى مباركهى واقعه دادهاند ، همين است كه منظور از اين « فِراشهاى » والامقام كه هميشه هم باكره و دوشيزه باقى خواهند ماند ، زنان مؤمنى هستند كه در دنيا همسرِ مؤمنان بودهاند . ممكن است بعضى از روايات هم اين احتمال را تأييد كنند .
سؤال : زن در اين دنيا كه از شوهرش راضى نمىشود ! چه طور در آنجا راضى مىشود ؟ !
جواب : آنجا جاى نَزَعْنَا مَا فِي صُدُورِهِم مِنْ غِلٍّ « 2 » است . « غِلها » وكينهها را خدا از دلشان زودوده است و روحشان صاف و باز و صيقلى است .
در آيهى ديگر دارد :
« وَالَّذِينَ آمَنُوا وَاتَّبَعَتْهُمْ ذُرِّيَّتُهُمْ بِإِيمَانٍ أَلْحَقْنَا بِهِمْ ذُرِّيَّتَهُمْ وَمَا أَلَتْنَاهُمْ مِّنْ عَمَلِهِمْ مِّنْ شَيْءٍ كُلُّ امْرِئٍ بِمَا كَسَبَ رَهِينٌ » « 3 »
كسانى كه ايمان آوردند و فرزندانشان به پيروى از آنها ايمان اختيار كردند ، فرزندانشان را ( در بهشت ) به آنان ملحق مىكنيم و از پاداش عملشان چيزى نمىكاهيم ؛ و هر كسى در گرو اعمال خويش است .
از اين آيه معلوم مىشود كه يكى از نعمتهاى الهى اين است كه خداوند ذرّيهى انسان را به او ملحق مىكند . بنده از اين آيه اين طور استفاده مىكنم - / شايد روايت هم داشته باشد - كه ممكن است درجهى فرزندان و يا همسر ،
هامش
( 1 ) - / واقعه ، 34 - / 36 : ( در كنار همسرانى بلند مرتبه وزيبا . ما آنها را آفرينش بخشيده و همه را دوشيزه قرار داديم . )
( 2 ) - / اعراف ، 43 : ( و آنچه در دلها از كينه و حسد دارند ، بر مىكَنيم ؛ تا در صفا و صميميّت با همزندگى كنند )
( 3 ) - / طور ، 21 .