دارد ؛ مثل « لابِن » و « تامِر » كه به شيرفروش و خرمافروش گفته مىشود ؛ چون سر و كار با شير و خرما دارند .
امّا چون در آيهى بعد ، واژهى « فاكهه » آمده است ( لَهُمْ فيهَا فَاكِهَة ؛ براى آنها در بهشت ، ميوهى بسيار لذّتبخشى است ) بيشتر احتمال دارد كه در اين آيه منظور از « فاكِه » همان كسى باشد كه خوشحال و دلشاد است .
يكى از حاضران : « فاكه » به كسى مىگويند كه دائم در عيش و نوش است .
يكى ديگر از حاضران : منظور از مشغول به نعمتِ الهى بودن ، با حورالعينها به سر بردن است .
جواب : اينجا احتمالاتى است كه ممكن است در روايات هم به آنها اشاره شده باشد و مىتوانند نمونههايى از آنچه كه ذكر كرديم باشند .
همسران بهشتيان كيانند ؟
در آيه ى بعد ( 56 ) مىخوانيم :
« هُمْ وَ أَزْوَاجُهُمْ فِي ظِلَالٍ عَلَى الْأَرَائِكِ مُتَّكِئُونَ »
آنها و همسرانشان در سايهى ( قصرها و درختان بهشتى ) بر تختها تكيه زدهاند .
براى كلمهى « ازواج » كه در اين آيه بهكار رفته است ، سه تفسير شده است :
1 - حورالعين
2 - همتاها ، رفيقان و اهل انس آنها
3 - همسران دنيايى آنها
تفسير سوّم بيشتر به دل مىچسبد . يعنى خداوند ، زنهاى دنيايى آنان را به ايشان ملحق كرده است . از نظر الفت هم كاملًا سازگار است كه كلمهى ازواج ، از زوجين به معناى همسران برگرفته شده باشد .
در روايت نديدهام ؛ امّا شنيدهام كه در قيامت ، مؤمن به زوجهى صالحهى