تخطي إلى المحتوى الرئيسي

يس اسماى حسناى الهى (فارسى) — صفحة 284

مساهمون:

ص٢٨٤
دارد ؛ مثل « لابِن » و « تامِر » كه به شيرفروش و خرمافروش گفته مىشود ؛ چون سر و كار با شير و خرما دارند . امّا چون در آيه‌ى بعد ، واژه‌ى « فاكهه » آمده است ( لَهُمْ فيهَا فَاكِهَة ؛ براى آن‌ها در بهشت ، ميوه‌ى بسيار لذّت‌بخشى است ) بيشتر احتمال دارد كه در اين آيه منظور از « فاكِه » همان كسى باشد كه خوشحال و دلشاد است . يكى از حاضران : « فاكه » به كسى مىگويند كه دائم در عيش و نوش است . يكى ديگر از حاضران : منظور از مشغول به نعمتِ الهى بودن ، با حورالعين‌ها به سر بردن است . جواب : اينجا احتمالاتى است كه ممكن است در روايات هم به آن‌ها اشاره شده باشد و مىتوانند نمونه‌هايى از آنچه كه ذكر كرديم باشند .

همسران بهشتيان كيانند ؟

در آيه ى بعد ( 56 ) مىخوانيم : « هُمْ وَ أَزْوَاجُهُمْ فِي ظِلَالٍ عَلَى الْأَرَائِكِ مُتَّكِئُونَ » آن‌ها و همسرانشان در سايه‌ى ( قصرها و درختان بهشتى ) بر تخت‌ها تكيه زده‌اند . براى كلمه‌ى « ازواج » كه در اين آيه به‌كار رفته است ، سه تفسير شده است : 1 - حورالعين 2 - همتاها ، رفيقان و اهل انس آن‌ها 3 - همسران دنيايى آن‌ها تفسير سوّم بيشتر به دل مىچسبد . يعنى خداوند ، زن‌هاى دنيايى آنان را به ايشان ملحق كرده است . از نظر الفت هم كاملًا سازگار است كه كلمه‌ى ازواج ، از زوجين به معناى همسران برگرفته شده باشد . در روايت نديده‌ام ؛ امّا شنيده‌ام كه در قيامت ، مؤمن به زوجه‌ى صالحه‌ى