تخطي إلى المحتوى الرئيسي

يس اسماى حسناى الهى (فارسى) — صفحة 271

مساهمون:

ص٢٧١
« راست است ! » اين آخرين دادگاهِ خداى عادل است و با اين وصف ، حكمى كه بعد از آن صادر مىشود ، حاوى ذرّه‌اى حق‌كشى نيست : وَ مَا رَبُّكَ بَظَلّامٍ لِّلْعَبيدِ . « 1 » وپروردگارت هرگز به بندگان ستم نمىكند .

بنده‌ى نافرمان خدا در كوره و كوران حوادث ! /

شايد يكى از نكته‌هاى « صَدَقَ الْمُرسَلُون » همين باشد . انسانِ سركش و بنده‌ى نافرمان خدا كه نسبت به حقايق قيامت ديدِ ترديدآميز دارد ، بايد آنقدر / ب‌در كوره و كوران حوادث / مختلف - / از امتحانات دنيوى تا مرگ و سكرات و برزخ و قيامت - / قرار گيرد كه از مَتى هذَا الْوَعْدُ انْ كُنْتُمْ صادِقينَ ؟ برسد به : هَذَا مَا وَعَدَ الرّحْمَنُ وَ صَدَقَ الْمُرْسَلوُن !

محدويت علم بشر

يكى از حاضران : در باره‌ى « صيحه » مىخواستم عرض كنم : مسأله‌ى رستاخيز و آنچه مربوط به آن است ، از حقايق ناشناخته است . ما به اين مسأله‌ها كه سهل است ، به كمال ذرّه‌اى از ذرّات ، علم نداريم . جنْ حقيقت است ؛ ولى از كيفيّت آن بىخبريم . فرشته حقيقت است ؛ ولى از چگونگى آن بىاطّلاعيم . خود مرگ ، مخلوق الهى است ؛ نمىدانيم كه چيست ؟ همين طور است حيات و آنچه به دنبال مرگ و حيات پيش مىآيد ؛ مثل خواب و بيدار شدن . همه‌ى اين‌ها حقيقت‌هاى ناشناخته‌اى هستند تا برسد به اصل وجود كه آن هم براى ما ناشناخته است . حال با در نظرگرفتن محدوديّت علم بشر و عدم شناخت ما نسبت به اين حقيقت‌ها عرض مىكنم :
هامش
( 1 ) - / فصّلت ، 46 .
يس اسماى حسناى الهى (فارسى) — صفحة 271 | السيد محمد تقي المدرسي