« ا ! چرا بيدار شديم ؟ » بلكه مىگويند :
« چه كسى ما را بيدار كرد ؟ »
در دنيا هم اگر كسى را بىموقع بيدار كنند ، به جاى آنكه بگويد :
« چرا بيدارم كرديد ؟ » مىگويد :
« چه كسى بيدارم كرد ؟ »
از اين رو اين تعبير كه « چه كسى چنين كرد ؟ » تعبير روشنى براى بيان ناخوشايندى انسان از خروج از حالت خلسه و بيخودى است . اساساً انسان در مقام اعتراض ، لبهى تيز صحبتش را متوجّه فاعل مىكند . وقتى مىبيند شيشهى اطاق شكسته مىگويد :
« چه كسى شيشه را شكسته ؟ »
اين به خاطر آن نيست كه واقعاً بخواهد بداند فاعل كيست ؟ بلكه براى اين است كه بگويد :
« كار بدى واقع شده است . »
اين تكذيب كنندگان هم كه مىگويند :
مَنْ بَعَثَنَا مِنْ مَّرْقَدِنَا ؟
چه كسى ما را از خوابگاهمان برانگيخت ؟
معلوم است كه خداوند آنان را از خوابگاهشان برانگيخته است .
و اين ديگر سؤال ندارد ؛ ولى اين براى اين است كه آنان ناخُرسندى خود را از بيدارشدنشان نشان دهند . يعنى درست مثل اين است كه بگويند :
يَا وَيْلَنَا مِنْ بَعْثِنَا مِنْ مَّرْقَدِنَا ؛
واى بر ما از بيدارشدنمان از خوابگاهمان !
و اين همان قرائتى است كه از امام عليه السلام نقل شده است . در حقيقت قرائت امام براى ما آيه را تفسير مىكند و ما با توجّه به قرائت امام ، معنايى را كه
يس اسماى حسناى الهى (فارسى) — صفحة 266
مساهمون: السيد محمد تقي المدرسي
ص٢٦٦