تخطي إلى المحتوى الرئيسي

يس اسماى حسناى الهى (فارسى) — صفحة 266

مساهمون:

ص٢٦٦
« ا ! چرا بيدار شديم ؟ » بلكه مىگويند : « چه كسى ما را بيدار كرد ؟ » در دنيا هم اگر كسى را بىموقع بيدار كنند ، به جاى آنكه بگويد : « چرا بيدارم كرديد ؟ » مىگويد : « چه كسى بيدارم كرد ؟ » از اين رو اين تعبير كه « چه كسى چنين كرد ؟ » تعبير روشنى براى بيان ناخوشايندى انسان از خروج از حالت خلسه و بيخودى است . اساساً انسان در مقام اعتراض ، لبه‌ى تيز صحبتش را متوجّه فاعل مىكند . وقتى مىبيند شيشه‌ى اطاق شكسته مىگويد : « چه كسى شيشه را شكسته ؟ » اين به خاطر آن نيست كه واقعاً بخواهد بداند فاعل كيست ؟ بلكه براى اين است كه بگويد : « كار بدى واقع شده است . » اين تكذيب كنندگان هم كه مىگويند : مَنْ بَعَثَنَا مِنْ مَّرْقَدِنَا ؟ چه كسى ما را از خوابگاهمان برانگيخت ؟ معلوم است كه خداوند آنان را از خوابگاهشان برانگيخته است . و اين ديگر سؤال ندارد ؛ ولى اين براى اين است كه آنان ناخُرسندى خود را از بيدارشدنشان نشان دهند . يعنى درست مثل اين است كه بگويند : يَا وَيْلَنَا مِنْ بَعْثِنَا مِنْ مَّرْقَدِنَا ؛ واى بر ما از بيدارشدنمان از خوابگاهمان ! و اين همان قرائتى است كه از امام عليه السلام نقل شده است . در حقيقت قرائت امام براى ما آيه را تفسير مىكند و ما با توجّه به قرائت امام ، معنايى را كه