« امَرْنا » بخوانيم ، از قرائت « امَّرْنا » براى فهم كلمهى « امَرْنا » استفاده مىكنيم .
ما مأمور هستيم به قرائت مردم - همانى كه مردم مىخوانند آيات قرآن را بخوانيم ؛ امّا اين بدين معنا نيست كه رواياتى را كه در ارتباط با قرائت اهل بيت عليهم السلام آمده ، كنار بگذاريم . نه ! از اين روايتها براى فهم معناى آيه استفاده مىكنيم . براى مثال در آيهى :
كُنْتُمْ خَيْرَ أُمَّةٍ أُخْرِجَتْ لِلْنَّاسِ تَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَ تَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْكَرِ . « 1 » جملهى خَيْرَ أُمَّةٍ به صورتِ خَيْرَ أَئِمَةٍ نيز خوانده شده است .
مسلّم است كه « امّت » بدون « امام » معنا ندارد . « امّت » يعنى « با امام بودن » .
اساس امّت ، امام است . پس اساس بهترين امّت بودن ، بهترين امام داشتن است .
من نمىگويم قرائتهايى كه در روايات نقل شده ، صحيح نيست . عرض بنده اين است كه حال كه ما مأمور هستيم به همين قرائتهاى مشهور وفادار باشيم ، بايد از قرائتهاى ديگر ، براى فهم معناى آيه استفاده كنيم .
آيهى مورد بحث خودمان هم به همين گونه است :
وقتى تكذيب كنندگان از خواب مرگ بيدار مىشوند ، مىگويند :
يَا وَيْلَنَا مَنْ بَعَثَنَا مِنْ مَّرْقَدِنَا ؛
واى بر ما چه كسى ما را از خوابگاهمان برانگيخت ؟
/ ب
چه كسى بود كه بيدارم كرد ؟ /
چرا مىگويند : « واى برما ؟ » براى اين جهت است كه ناگهان بيدار مىشوند و در آنها اين احساس به وجود مىآيد كه چقدر بد شد بيدار شديم ! امّا نمىگويند :
هامش
( 1 ) - / آل عمران ، 110 : ( شما بهترين امّتى بوديد كه به سود انسانها آفريده شدهايد . ( چه اينكه ) امر به معروف و نهى از منكر مىكنيد و به خدا ايمان داريد . )