سوددهى دارد ؟ و كى به شما بازپس داده مىشود ؟ » خدا در جواب مىفرمايد :
« اى بىاعتماد به بانك الهى ! / وقتى وعدهى قيامت عملى شد ، به چه درد تو مىخورد ؟ اى آقايى كه انفاق نمىكنى و منتظر وعدهى الهى و عذاب هستى ! اگر عذاب بيايد كه ديگر وقت جبران مافات ندارى ! »
/ ب
ناگهان بانگى برآيد خواجه مُرد ! /
يكى از معانى « نظر » - در قرآن - « انتظار » است . بنابر اين در چنين مواردى نبايد آن را به معناى « نگاه كردن با چشم » در نظر گرفت . وقتى در قرآن مىخوانيم :
« الىَ رَبِّها ناظِرَةٌ » « 1 » يعنى منتظر رحمت الهى است . « فنَظِرَةٌ الى مَيْسَرَةٍ » ؛ « 2 » ؛ يعنى مهلت دادن و انتظار كشيدن تا وقتى كه شخص توانگر گردد .
« ما يَنظُرُونَ إِلَّا صَيْحَةً واحِدَةً » ؛
اينها منتظر چه هستند ؟ آيا منتظر عذاب هستند ؟ اگر عذاب خدا بيايد كه به معناى اتمام مهلت ايشان است ! بنابراين اينها كه مىگويند : « مَتىَ هَذَا الْوَعْدُ » ؟ اگر آن روز فرا برسد ، به ضررشان است . اينها كه انتظار مىكشند ، در حقيقت انتظار يك وعدهى الهى را مىكشند كه با يك صيحه و بانگ شروع مىشود و ختم فرصت امتحان آنان را در همان حال كه به جدال و جدَل مشغولند ، اعلام مىكند :
« تَأْخُذُهُمْ وَ هُمْ يَخِصّمُونَ » ؛
صيحه ى عظيم ( آسمانى ) آنها را فرا مىگيرد ، در حالى كه مشغول جدال هستند .
هامش
( 1 ) - / قيامة ، 23 .
( 2 ) - / بقره ، 280 : « وَ ان كان ذوُعُسْرَةٍ فَنَظِرَةٌ الى مَيْسَرَةٍ ) . پس اگر بدهكارتان تنگدست باشد ، پس تاهنگام گشايش ، مهلتى به او بدهيد .