چون خداوند مىفرمايد : « وَ اللَّهُ يُضَاعِفُ لِمَنْ يَشاءُ » . « 1 » / ب مؤمنان انگار وقتى اين وعدههاى حق را مىشنوند ، مىگويند : « با اين حساب ، ما انفاق مىكنيم . » كفّار مىگويند : « اگر هم انفاق ، سودخيز باشد ، در كجا سود و ثمرهاش را بازپس مىگيريد ؟ » و اين نشان مىدهد كه مشكلِ كفّار ، ريشه در اعتقاد به ماوراء دارد .
قرآن با حذف و استتار برخى از اين پرسشها و پاسخها كه خوانندهى قرآن مىتواند در ذهن خود آنها را تجسّم كند ، به ذكر برخى از آنها بسنده مىكند . لذا بعد از توجيهِ ناموجّه كفّار در خصوص عدم انفاق كه ذكرش رفت ، اين آيه را از زبان كفّار مىبينيم : /
« وَ يَقُولُونَ مَتىَ هذَا الْوَعْدُ إِنْ كُنْتُم صادِقينَ » ؟
و مىگويند : « اگر راست مىگوييد ، اين وعدهى ( قيامت ) كى خواهد بود ؟ »
/ ب
كلاهى از نمَدى ! /
در حقيقت اين قسمت آيه ، پاسخ كفّار به گفتهى مؤمنان است و خداوند ، گفتهى مؤمنان را ذكر نفرموده است . اين پاسخ ، اعراض دوّم كفّار محسوب مىشود ؛ ضمن اينكه / بهر اعراض ، مشكلِ كفّار را حادتر نشان مىدهد . در اعراض نخست « ميل آنان به فرار از زير بار مسئوليّت انفاق » ثابت مىشود و در اعراض دوم « عدم اعتقادشان به معاد » . /
اوّل گفتند : انفاق نمىكنيم و براى اين اعراضْ دليل آوردند . بعد مؤمنان دليلشان را رد كردند و گفتند : اين انفاقها در نهايت به سود شما و بهانهاى است تا به ثواب برسيد . / بخدا مىتوانست خودش به مستمندان پول بدهد ؛ ولى شما را وسيله كرد تا از اين نمَد ، به شما هم كلاهى برسد ! /
كفّار اين حرفها را شنيدند و دوباره اعراض كردند و گفتند :
« مَتىَ هذَا الْوَعْدُ » ؟ / ب « حالا اين وعدهاى كه مىگوئيد ، كى است ؟ » /
هامش
( 1 ) - / بقره ، 261 : ( و خداوند آن را براى هر كس بخواهد ( و شايستگىاش را داشته باشد ) دو يا چند برابر مىكند . )